استراتژی و تفکر استراتژیک

ابعاد متعدد مفهوم استراتژی (بخش اول)

فیبز، نشریه آنلاین مدیریت کسب وکار

مفهوم استراتژی را می‌توان یک مفهوم چند بعدی دانست که در برگیرنده کلیه فعالیتهای اساسی سازمان بوده و باعث ایجاد حس یکپارچگی، وحدت، همسوئی و موجودیت شود و همچنین ایجاد تغییرات ضروری القائی از محیط را نیز تسهیل میکند . آشنایی با ابعاد اصلی زیر می‌تواند نیل به یک تعریف واحد از مفهوم استراتژی را تسهیل کند.

  • استراتژی به عنوان وسیله ای برای بیان اراده و عزم سازمان در قالب عبارات اهداف بلند مدت، برنامه های اجرائی، و اولویتهای تخصیص منابع:

این تعریف یکی از قدیمی‌ترین و کلاسیک‌ترین دیدگاهها درباره مفهوم استراتژی است . استراتژی عبارت است از طریق شکل‌گیری صریح اهداف سازمان، تعیین برنامه های اجرایی اصلی مورد نیاز برای تحقق آن اهداف و بکارگیری منابع لازم. از محتوای این تعریف می‌توان چنین استنباط کرد که: اولاً، باید اهداف بلند مدت سازمان را تعریف کرد .

این اهداف باید نسبتاً دائمی بوده، از ثبات لازم برخوردار باشند، مگر اینکه تغییرات محیطی بازنگری در آنها را ایجاب کند. ثانیاً، ثبات اهداف ضرورتاً به معنای غیرقابل تغییر بودن برنامه ها نمی‌باشد. برای این منظور از برنامه های اجرایی استراتژیکی که، یقیناً کوتاه مدت هستند و می‌توانند با اهداف بلندمدت نیز همسو باشند، استفاده می‌شود. ثالثاً، در بعد سوم تعریف، تخصیص منابع بعنوان مهمترین گام اجرای استراتژیک اشاره شده است. ایجاد تعادل بین اهداف و برنامه‌های استراتژیک از یک طرف، و تخصیص منابع انسانی، مالی تکنولوژیکی، و فیزیکی از سوی دیگر به منظور حصول اطمینان از تداوم استراتژیک یک ضرورت است.

  • استراتژی بعنوان تعیین کننده منطقه رقابتی سازمان

محققین از مدتها قبل به این نتیجه رسیده اند که یکی از ملاحظات اساسی در استراتژی، تعیین رشته های کاری است که سازمان در آن فعالیت می‌کند و یا می‌خواهد فعالیت کند. در این مفهوم استراتژی در مکان نیروی تعیین کننده موضوعات رشد، متنوع سازی و جداسازی قرار می‌گیرد. اولین گام در فرآیند طرح ریزی استراتژیک رسمی، بخش بندی رشته های کاری است.

همانطور که میدانیم بخش اعظم تدوین و اجرای استراتژی در سطح رشته کاری سازمان تحقق مییابد . بنابراین سؤال اساسی این خواهد بود که «در چه رشته کاری فعالیت میکنیم؟ » به عبارت دیگر «درچه رشته های کاری هستیم و نباید باشیم؟ » که منجر به اخذ تصمیم جداسازی میگردد، و یا «در چه رشته های کاری نیستیم و باید باشیم» که منجر به اخذ تصمیمات ورود و متنوع سازی میگردد. بخشبندی کلید تحلیل رشته کاری، موضع گیری استرتژیک، تخصیص منابع، و مدیریت پورتفوی است.

بخشبندی بیشتر یک هنراست تا یک علم، زیرا دستورالعملهای مشخصی برای دستیابی به یک پیآمد مناسب وجود ندارد. بخشبندی ماهیتاً عبارت است از انتخاب مشتریانی که رشته کاری به آنان خدمت خواهد کرد، و همزمان ورود رقبائی که در برابر آنها قرار خواهد گرفت . در محیط سریع التغییر امروز، یک انتقال مداوم که بر رشته های کاری و رقبا اثر میگذارد، و این فرآیند گزینش را به یک هدف متحرک تبدیل میکند، وجود دارد. علاوه بر این تغییر وقفه ناپذیر، باید دانست که اکثر رشته های کاری درگیر رقابتی جهانی هستند و وظیفه محک زنی رقبا روز بروز برای آنها مشکل تر میشود .

واقعیت این است که رشته های کاری بطور همزمان با رقبای جهانی، منطقه ای، و محلی مواجه هستند، و این موضوع وظیفه آنها را مشکلتر میسازد. محصول نهایی که زمانی جزو ابعاد سنتی بخشبندی به حساب میآمد، امروز مهمترین این ابعاد نخواهد بود، بلکه باید محصولات محوری سازمان را که حاصل شایستگی‌های یک سازمان هستند، خاستگاه و موضع پاسخگوئی به پویائی‌های محیط به حساب آورد.

محصولات محوری مبنای توسعه سریع محصولات نهایی، توسعه سریع بازارهای در حال تغییر، همچنین صرفه جویی در مقیاس و کسب قلمرو مربوط می‌باشند. ارتباط نزدیکی بین بخشبندی رشته کاری و ساختار موجود سازمان وجود دارد. با معرفی ساختارهای جدید سازمانی، ساختارها متراکم تر، سلسله مراتب سازمانی کمتر، و ساختارها افقی تر شده اند، در نتیجه ابعاد جدیدتری برای بخشبندی شناسائی شده اند. از جمله ابعاد جدید میتوان از فرآیندهای کسب و کار، همچنین شایستگیها و توانمندیهای محوری نام برد.

 

  • استراتژی به عنوان عکس العملی در برابر فرصت ها و تهدید های بیرونی و قوت ها و ضعف های درونی، به منظور کسب مزیت رقابتی پایدار.

از این منظر، کسب برتری پایدار بلند مدت نسبت به رقبای سازمان دغدغه اصلی در مفهوم استراتژی می‌باشد. این بُعد از استراتژی در ورای بسیاری از رویکردها که برای جستجوی جایگاه رقابتی قابل قبول بکار گرفته می‌شوند، قرار دارد. در این دیدگاه برتری رقابتی نتیجه شناخت کامل نیروهای داخلی و خارجی اثرگذار بر سازمان است .

منظور از عوامل بیرونی شناسائی جذابیت و روندهای صنعت، همچنین مشخصات رقبای اصلی سازمان می‌باشد. نتیجه این شناسائی، ایجاد فرصت‌ها و تهدیداتی است که می‌بایست مد نظر قرار گیرند. منظور از عوامل داخلی شناسائی توانمندیهای رقابتی است که معرف نقاط قوت و ضعف می‌باشد. سازمان برای ایجاد سازگاری بین عوامل خارجی و توانمندی‌های داخلی خود نیازمند استراتژی است.

نقش استراتژی صرفاً نشان دادن عکس‌العمل نسبت به فرصت‌ها و تهدیدات محیط خارجی نیست، بلکه استراتژی بطور دائم و به شکلی فعال سازمان را با تقاضاهای یک محیط متغیر تطبیق می دهد. می توان چارچوب اصلی استراتژی رشته ی کاری را که دارای سه بخش قابل توجه و حائز اهمیت می‌باشد، از این دیدگاه استنباط کرد : واحد رشته کاری، که موضوع اصلی تحلیل می‌باشد؛ شایستگی‌های درونی، که تبیین کننده راههای رقابت می‌باشد، و ساختار صنعت، که تعیین کننده روندهای محیطی می‌باشد.

به این ترتیب اهداف بلند مدت، برنامه های اجرائی استراتژیکی، و اولویت‌های تخصیص منابع بستگی به نقشی که رشته کاری در نظر دارد در پورتفوی سازمان ایفاء کند، به مطلوبیت و عدم مطلوبیت روندهای ساختار صنعت، و توانمندی‌های داخلی مورد نیاز برای کسب جایگاه رقابتی خواهد داشت. پورتر با ارائه مدل پنج نیروئی خود توانسته است به بهترین شکل سطوح مختلف سودآوری را در صنایع تشریح کند، و مدل معروف زنجیره ارزش به مؤسسه ها اجازه می‌دهد در درون یک صنعت دست به متنوع سازی بزنند.

از نظر پورتر، ساختار صنعت توصیف کننده قابلیت پایدار نگه داشتن سود در برابر رقبای مستقیم و غیر مستقیم است. از این دیدگاه رشته کاری مجموعه هایی از فعالیت‌های مستقل، ولی وابسته به هم می‌باشد . برتری رقابتی حاصل توانائی انجام فعالیت‌های مورد نیاز، در سطحی ارزانتر از سایر رقبا، و یا به طریقی متفاوت است که برای خریدار ارزشمند باشد و سودی را نیز عاید سازمان کند.

 

  • استراتژی به عنوان طریقی برای تبیین وظایف مدیریتی در سطوح سازمانی، رشته کاری و وظیفه ای

استراتژی سازمان را می‌توان از سه منظر متفاوت یعنی سطح سازمان، سطح رشته کاری، و سطح وظیفه‌ای که مسئولیت‌های تقریباً متفاوتی را برای مدیر به همراه می‌آورند، تعریف کرد. استراتژی سطح سازمان شامل آن دسته از وظایفی است که قلمرو کامل سازمان را در برمی‌گیرد . این وظایف عمدتاً شامل تبیین مأموریت کلی سازمان، تائید پیشنهادات دریافتی از سطوح رشته کاری و وظیفه ای، شناسائی و بهره برداری از ارتباطات بین رشته های کاری متفاوت و در عین حال مرتبط به هم و تخصیص منابع برحسب اولویت‌های استراتژیکی.

دیدگاه سطح رشته کاری شامل کلیه فعالیت‌های مورد نیاز برای ارتقاء جایگاه رقابتی هر یک از رشته‌های کاری در درون صنعت مربوط می‌باشد. دیدگاه وظیفه‌ای به توسعه شایستگی‌های وظیفه‌ای در امور مالی، زیرساخت اداری، منابع انسانی، تکنولوژی، تأمین نیازمندی‌ها، لجستیک، ساخت، توزیع، بازاریابی، فروش و خدمات مورد نیاز برای حفظ برتری رقابتی مربوط می‌شود. تشخیص تفاوت‌های این سه دیدگاه و اثرات آنها بر نقش‌های مدیریتی مربوط و یکپارچه کردن تلاش‌های حاصله یکی دیگر از ابعاد کلیدی مفهوم استراتژی می‌باشد.

معمولاً هر یک از سه دیدگاه را به یکی از سطوح سازمانی نسبت می‌دهند. در اینجا، به علت گمراه کننده بودن مفهوم سلسله مراتب بویژه در شرایطی که روند به طرف تخت کردن ساختار سازمان است. از این همتاسازی احتراز شده است. ضرورتی ندارد که وظایف مفهوم استراتژیک را برحسب سلسله مراتب معمولی و سنتی بخشبندی کرد .

در هر صورت و صرف نظر از نوع ساختار انتخابی سازمان، سه دیدگاه استراتژیکی مشخص و متفاوت وجود خواهد داشت . اولین دیدگاه به سازمان به عنوان یک کل مینگرد؛ که در اینجا آن را استراتژی سازمانی می نامیم . دومین دیدگاه و صرف نظر از اینکه این مسئولیت در کدام قسمت از سازمان قرار گرفته باشد اصالتاً متعلق به سطح رشته کاری است .

اینگونه موضوعات مربوط به استراتژی رشته کاری هستند . و سومین سطح استراتژی شامل توسعه توانمندی‌ها بوده، و مربوط به موضوعات استراتژی وظیفه‌ای مربوط می‌شود. تجربه نشان داده است که اکثر سازمان‌ها بخش اعظم تفکر و اقدامات استراتژیکی خود را به فعالیت‌های مربوط به استراتژی رشته کاری اختصاص می‌دهند؛ ولی به فراموشی سپردن استراتژی‌های سطح سازمان، و سطح وظیفه‌ای می‌تواند هزینه ساز باشد .

بسیاری از سازمان‌های موفق، که زمانی از سازمان‌های پیشرو بوده‌اند، به دلیل ارتکاب اشتباه در سطح سازمان زیان‌های سنگینی را متحمل شده‌اند. توسعه استراتژی‌های وظیفه‌ای نیز یک ضرورت است . تصور می‌شود همانطور که استراتژی رشته کاری یک مد روز است، استراتژی وظیفه ای از مد افتاده باشد . این یک تصور غلط است . درحالیکه هر دو دیدگاه مهم هستند و باید سهم مناسبی از توجه مدیریت را به آنها اختصاص داد.

 

 

ابعاد متعدد مفهوم استراتژیک (بخش دوم)

 

کیانوش مولودی

برایم مهم است که در فیبز بتوانم به افزایش علم و آگاهی مردمم کمک کنم. همه ما به این دلیل اینجا جمع شده ایم تا بتوانیم مشکلی را برطرف کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

درباره خدمات ما سوالی دارید؟