منابع انسانی

اثرات انسانی وقوع بحران در سازمانها !

فیبز، نشریه آنلاین مدیریت کسب وکار

blank

امروزه، بحران‌ها واقعیتی جدایی‌ناپذیر از ماهیت درونی سازمان‌ها شده است. بحران‌ها در واقع بر اثر رخدادها و عوامل طبیعی و غیرطبیعی (به‌طور ناگهانی) پدید می‌آیند و سختی و خسارت را به یک مجموعه یا جامعه انسانی تحمیل می‌کند. برای جلوگیری از شدید شدن بحران ها، از بین نرفتن روابط و مصون ماندن سازمانها در مقابل تهدیدات و وقایع ناگوار وجود مدیریت بحران ضروری است.

سازمان ها ، مانند افراد ، نیازمند این هستند که بحرانها را ارزیابی کند. ناتوانی در ارزیابی صحیح بحران و ناتوانی در تشخیص ویژگی های مشخص واکنشهای عاطفی در مقابل بحرانها، یعنی شایعه، روحیه و وفاداری، در یک سازمان منجر به اداره نادرست شرایط پیش آمده شده و مانع از توان سازمان ها برای بازسازی پس از وقوع بحرانها می شود.

بنابراین، اهمیت درک کلی واکنشهای سازمان به بحران، بویژه اثر انسانی و تاثیر بحران بر روی کارکنان و سایر افراد مرتبط با یک سازمان بحران ضروری است. کوتاهی برای درک این جنبه از مدیریت بحران می‌تواند مانع فرآیند بازسازی (پس از بحران) شود در حالیکه شناخت اهمیتش منجر به استفاده موثرتر منابع در صورت وقوع بحران می شود. در ادامه واکنشهای رفتاری و عاطفی افرد در مقابل بحران را توصیف می کنیم، درک این واکنش ها برای کمک رساندن به سازمان ها مهم است.

 

واکنش های عاطفی

ارزیابی واکنش های عاطفی بر سه مشخصه انسانی متمرکز است که به هنگام تغییر بواسطه بحران ها شناسایی شده اند. این مشخصات عبارتند از:
۱) شایعه
۲) روحیه
۳) وفاداری به سازمان

نخستین ویژگی که به ارزیابی واکنش های عاطفی در سازمان ها کمک می کند، شایعه است. شایعات به عنوان کوچکترین واحدهای اطلاعاتی نامعتبر تعریف می شوند که برای افراد مهم هستند. شایعات نقش مهمی در واکنش های بحران سازمانی بازی می کنند، زیرا بحران ها سوالات بی پاسخ یا تایید نشده زیادی را ایجاد می کنند. شایعات خسارات زیادی را بر سازمان ها تحمیل می کنند ، زیرا عدم اطمینان ایجاد می نمایند.

روحیه، مشخصه دیگری است که می تواند برای ارزیابی واکنش های عاطفی از سازمان ها مورد استفاده قرار گیرد. روحیه عامل اصلی است که بوسیله آن سازمان ها واکنش های عاطفی خودشان را می سنجند. مدیران اگر توان تقویت روحیه را داشت باشند، به عنوان مدیران موثر نگریسته می شوند. روحیه شامل شجاعت، انضباط ، اعتماد، اشتیاق و تمایل به تحمل سختی در داخل یک گروه است که می تواند از طریق ارتباطات تقویت شده یا از بین برود. بنابراین، وظیفه کارفرماست که ارتباطات و در نتیجه روحیه را در موقع بحران تقویت کند.

سومین مشخصه مفید در ارزیابی واکنش های عاطفی درون سازمان ها ، وفاداری است. وفاداری راهکارهایی است که یک سازمان به کار می گیرد تا همنوایی موثری را در سازمان و افراد ایجاد کنند. انسجام سازمانی، پیامد بارز وفاداری است. اگر وفاداری نباشد، نقاط قوت سازمان می تواند به سرعت رو به زوال بگذارد. زمانی که وفاداری کم است، پتانسیل خشونت افراد افزایش می یابد. در خشونت ممکن است طیفی از رفتارها از مخالفت های شفاهی گرفته تا حملات فیزیکی نمود پیدا کند. بعد از یک بحران ، رفتارهای تهاجمی می تواند بواسطه از بین رفتن تعادل سازمان افزایش یابد و این هم منجر به تغییراتی در وفاداری کارکنان می شود. وفاداری، به عنوان یک ویژگی حیاتی پاسخ عاطفی یک سازمان به بحران است.

 

واکنشهای رفتاری

واکنش های رفتاری به صورت تغییراتی در :
(۱) دستور جلسات و نشستهای مشترک
(۲) نقش های سازمانی
(۳) تاثیر بر کسب و کار روزانه

این سه ویژگی واکنش های رفتاری را در مقابل بحرانها تشکیل می دهند، زیرا همه این سه مشخصه رویدادهای قابل مشاهده هستند. از آنجا که واکنش های رفتاری بر کل سازمان تاثیر می گذارند، شناخت آنها ضروری است

دستور جلسات و نشستهای مشترک، نخستین و عمدتاً مشخص ترین ویژگی است که می تواند برای ارزیابی واکنشهای رفتاری سازمان در مقابل بحران مورد استفاده قرار گیرد. سازمانی که متحمل بحران ملایم است نیاز به تحول زیاد در نشستهای مشترک خود ندارد. اما، سازمانی که دستخوش بحران شدیدی است اکثریت زمان جلسات خودش را صرف پاسخگویی به بحران موجود خواهد نمود. که این جدای از جلسات عادی کسب و کار می باشد.

مشخصه دومی که می تواند برای ارزیابی واکنش های رفتاری یک سازمان بکار رود، تغییرات در نقش کارکنان به عنوان یک نتیجه بحران می باشد. واضح است که نقشها در سازمانها ضروری هستند. بطور خاص نقشها شامل مجموعه ای از الگوهای رفتاری مورد انتظار نسبت داده شده به افرادی هستند که یک پست مشخصی را در سازمان برعهده دارند. نقشهای سازمانی در طی یک بحران دچار تحریف و تغییر می شوند زیرا کارهای تکراری روزمره دچار تغییر می شوند. نقشهای تغییر یافته ممکن است موجب بروز مشکلاتی برای سازمانها می شوند زیرا مانع از توزیع موثر مسئولیت ها می گردند. بنابراین، ارزیابی اینکه چه کسی کدام نقشها را بر عهده دارد، یک گام ضروری است.

تغییر در کارکردهای روزانه، ویژگی سومی است که می تواند برای ارزیابی واکنش های رفتاری سازمان ها در مقابل بحران مورد استفاده قرار گیرد. سازمان ها بعنوان یک سیستم ، در یک سطح مشخص فعالیت می کنند و برای حفظ تعادل نسبت به فعالیت هایشان تلاش می کنند. به این ترتیب یک بحران بر سطح فعالیت یک سازمان اثر می گذارد زیرا بعد از بحران کارکنان تمایل دارند زمان زیادی بر کارکردن صرف کنند.

 

کیانوش مولودی

برایم مهم است که در فیبز بتوانم به افزایش علم و آگاهی مردمم کمک کنم. همه ما به این دلیل اینجا جمع شده ایم تا بتوانیم مشکلی را برطرف کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *