دسته‌بندی نشده

بزرگترین آفت تفکر درست چیست؟

مروری بر شش الگوی تفکر از ادوارد دوبونو

متأسفانه، هرچه ذهن فعال‌تر باشد، احتمال آن که سردرگم شود بیش‌تر است. هدف تفکر درست ، رسیدن به وضوح است، اما اگر وضوح به بهای از دست دادن وسعت نظر حاصل شود، ارزشی ندارد. این که ما درباره‌ی بخش بسیار کوچکی از یک موقعیت، بینش بسیار روشنی داشته باشیم، نه تنها خوب نیست، بلکه می‌تواند خطرناک باشد. لازم است که به طور هم زمان درباره‌ی یک موضوع، هم نظری روشن و هم جامع به دست آوریم.

چرا سردرگمی؟

اصلی‌ترین دلیل سردرگم شدن ما آن است که می‌خواهیم همه چیز را با هم انجام دهیم. وقتی ذهن بکوشد که هم‌زمان چند کار را با هم انجام دهد، نتیجه این می‌شود که یکی از آن کارها را تمام و کمال و دیگر کارها را تقریباً بی هیچ موفقیتی انجام می‌دهد.  به همین دلیل است که اگر سعی کنیم که همه چیز را با هم انجام دهیم، سبک و سیاقی منفی و بحرانی را پیش گرفته‌ایم، چرا که این روش معمول‌ترین راه است و بیش‌تر افراد همین شیوه را پیش می‌گیرند.

 

عصر اطلاعات

ما در عصری به سر می‌بریم که هر اندازه نیازمند باشیم می‌توانیم اطلاعات کسب کنیم. اما در مقابل این همه اطلاعات، چه واکنشی باید نشان دهیم! اگر بخواهید بدانید که بعد از ساعت شش عصر، اولین پروازی که لندن را به مقصد پاریس ترک می‌کند کدام است، یا جدول پروازهای هواپیمایی را چک می‌کنید یا از آژانس مسافرتی سوال می‌کنید. اما هنوز یک چیز دیگر هم هست که باید قبل از انتخاب فرودگاه و خط هوایی‌تان به آن فکر کنید: احتمالاً ترافیک خیابان هیثرو (منتهی به فرودگاه) که در آن ساعات بسیار سنگین است.

 

چگونه با اطلاعات برخورد کنیم؟

اگر تنها به آن دسته از اطلاعاتی بپردازیم که نیاز واقعی ماست، زندگی برای‌مان آسان و در عین حال، محدود و خسته‌کننده می‌شود. ما نیاز داریم به اطلاعاتی که از طریق تلویزیون، رادیو و مطبوعات به دست می‌آوریم، واکنش نشان دهیم. اما چگونه؟ اطلاعات جنبه‌های بسیار مهمی دارد، از جمله: صحت، سوگیری، علاقه‌مندی، مرتبط بودن، ارزشمندی و از این قبیل. ما می‌توانیم همه‌ی این جنبه‌ها را به یک‌باره مورد ارزیابی قرار دهیم. هم‌چنین می‌توانیم برای اجتناب از سردرگمی، جنبه‌های مختلف را تفکیک کنیم تا مطمئن شویم که همه‌ی روش‌های پرداختن به اطلاعات را در نظر گرفته‌ایم.

 

بکارگیری الگوی تفکر درست برای فکر کردن درباره‌ی اطلاعات

شما می‌توانید خود را به استفاده از این الگوها عادت بدهید. می‌توانید وقتی همه در حال استفاده از الگویی واحدند، کاربرد آن را به بحث بگذارید. اگر از کسی بخواهید که به باغ برود و به همه‌ی رنگ‌های آن نگاهی بیندازد، آن فرد معمولاً رنگ‎های غالب را می‌بیند؛ مثلاً رنگ قرمز گل سرخ یا رنگ زرد گل زنبق توجه او را جلب می‌کند. در چنین موقعیتی رنگ‌هایی که چشم‌گیری کم‌تری دارند، توجه فرد را جلب نمی‌کند. اگر از او بخواهید که به باغ برگردد و به دنبال رنگ آبی بگردد، و بعد رنگ قرمز و بعد از آن رنگ زرد، توجه او به شکل همه‌گیرتری به کاوش می‌پردازد.

داشتن الگوهایی برای فکر کردن درباره‌ی اطلاعات به این معناست که با هر الگویی ذهن، آمادگی و حساسیت پیدا می‌کند تا به چیزهای مختلفی توجه پیدا کند. ما می‌توانیم به صحت اطلاعات توجه نشان دهیم. می‌توانیم به دیدگاه خاصی پی ببیریم که در اطلاعات نهفته است. می‌توانیم جذابیت اطلاعات را دریابیم. هر یک از این الگوها ذهن ما را آماده می‌کند تا به اطلاعاتی که در دست داریم به شیوه‌ی خاصی بنگریم.

 

استفاده از نماد اشکال

وقتی روش‌های مختلف فکرکردن درباره‌ی اطلاعات را تفکیک می‌کنیم وبرای هر یک از آن‌ها نمادی از اشکال متفاوت قرار می‌دهیم، کنترل ذهن‌مان را به دست می‌گیریم. در این حالت می‌توانیم توجه خود را عامدانه‌تر هدایت کنیم و نگذاریم که از روی سردرگمی و بی‌تکلیفی، به هر راهی برود. می‌دانیم که ادراک مهم‌ترین بخش تفکر درست است؛ از این رو، روشی که بر اساس آن اطلاعات را درک می‌کنیم، مهم‌تر از دیگر روش‌هاست.

 

الگوی مثلث

هدف از الگوی مثلث تاکید بر این نکته است که شفافیت و معین بودن نیاز به اطلاعات و کنش متقابل با آن، بسیار حایز اهمیت است. اغلب مردم تنها تصوری مبهم و نامشخص از آن‌چه می‌خواهند بدانند، در پس ذهن خود دارند. آوردن آن تصور مبهم از پس ذهن به جلوی آن و قرار دادن آن مقابل خود و دیگران، کاربرد اطلاعات را بسیار کارآمدتر می‌کند. ما با کمبود اطلاعات مواجه نیستیم؛ تنها لازم است که بدانیم از این همه اطلاعات موجود، دقیقاً به کدام‌ها نیازمندیم.

 

توجه

تصور کنید که در خیابان به سوی مغازه‌ی نانوایی می‌روید تا برای صبحانه‌تان نان بگیرید، این هدف مشخص شماست. چشم‌تان به پوستری می‌خورد که به صورت سروته به دیوار نصب شده است. این منظره نگاه شما را به سوی خود می‌کشاند. دوست دارید بدانید که آیا این کار از روی بی توجهی بوده است یا عمداً چنین کرده‌اند تا توجه دیگران را به سوی آن جلب کنند همان‌طور که توجه شما هم به آن جلب شد.

چیزی چشمان ما را به سوی خود فرامی‌خواند و ما به آن سو نگاه می‌کنیم؛ در واقع به آن توجه می‌کنیم. ما می‌توانیم منتظر بمانیم تا توجه‌مان به سویی جلب شود، اما قادریم که خودمان نیز توجه‌مان را به سویی که می‌خواهیم هدایت کنیم. لازم نیست که حتماً تنها یکی از دو حالت اتفاق بیفتد. ما می‌توانیم توجه خود را هدایت کنیم و هنوز هم منتظر و پذیرا باشیم که توجه‌مان به سوی چیزی جلب شود.

 

هدایت توجه

هدایت توجه امری دلبخواهی است. می‌توانید توجه خود را هدایت کنید یا به دنبال چیزی باشید تا توجه شما را به سوی خود فراخواند. ممکن است همین‌طور که به سمت سوپرمارکت می‌روید، تصمیم بگیرید که به رنگ سایه‌بان همه‌ی مغازه‌هایی که سر راه‌تان است، توجه کنید. آیا همه به یک رنگ‌اند؟ آیا تفاوت رنگ‌ها معنای خاصی دارد یا تنها به سلیقه‌ی هنری صاحب مغازه بستگی داشته است؟ کدام رنگ بهتر جلب توجه می‌کند؟ آیا برخی رنگ‌ها تأثیر بهتری در القای تمیزی و نشاط دارند؟

هرگاه بخواهید توجه‌تان را به روشی خاص هدایت کنید، همیشه سؤالات وگمانه‌زنی‌هایی هست که بتواند به دنبال توجه شما پیش بیاید. شاید بخواهید موردی را تعمیم بدهید یا موارد استثناء بر تعمیم‌های خود را پیدا کنید. انتخاب به عهده‌ی خود شماست که می‌خواهید توجه خود را به کدام سو هدایت کنید و روی چه چیزی متمرکز شوید. اگر می‌خواهید این بازی را انجام دهید، باید بتوانید به وضوح بگویید که می‌خواهید توجه خود را روی چه موضوعی متمرکز کنید. وقتی تصمیم گرفتید که به چیزی توجه کنید، از دنیای اطراف خود اطلاعاتی را بیرون می‌کشید که پیش‌تر برای شما مهیا نبودند و اختیارتان قرار نداشتند.

 

برچسب ها

آیدا گلشن آرا

برایم مهم است که در فیبز بتوانم به افزایش علم و آگاهی مردمم کمک کنم. همه ما به این دلیل اینجا جمع شده ایم تا بتوانیم مشکلی را برطرف کنیم.

نوشته های مشابه

بستن
بستن