توانمندی مدیریتی

تجزیه و تحلیل زنجیره ی ارزش چیست؟

فیبز، نشریه آنلاین مدیریت کسب وکار

blank

با افزایش رقابت برای قیمت های مناسب، محصولات استثنایی و وفاداری مشتری، کسب و کارها باید به طور مداوم ارزش محصولات خود را ارزیابی کنند. یکی از ارزشمندترین ابزارها، تجزیه و تحلیل زنجیره ی ارزش است که بهترین کسب و کارها را برای برتریشان در رقابت آماده می کند. تحلیل زنجیره ی ارزش می تواند به سازمان ها کمک کند تا درک بهتری در مورد قابلیت های کلیدی و شناسایی زمینه هایی برای بهبود را داشته باشند ،این کار می تواند به آنها کمک کند تا بدانند که چگونه رقبا باعث ایجاد ارزش خود می شوند و به سازمان ها در تصمیم گیری درباره ی توسعه یا برون سپاری فعالیت های خاص کمک می کند.

یک کسب و کار با شناسایی هر بخش از فرایند تولید آن آغاز می شود، و با اشاره به مراحلی که می توانند حذف شوند و سایر پیشرفت های ممکن را بهبود بخشند. در انجام این کار، کسب و کارها می توانند تعیین کنند که کجا بهترین ارزش را برای مشتریان قرار می دهد، و یا ارزش آن را افزایش یا بهبود می دهد، که منجر به صرفه جویی در هزینه یا افزایش تولید می شود. در پایان این فرآیند، مشتریان می توانند از محصولات با کیفیت بالا با هزینه های پایین تر بهره مند شوند .

زنجیره ی ارزش چیست؟

یک زنجیره ی ارزش ، طیف گسترده ای از فعالیت ها از جمله – طراحی، تولید، بازاریابی و توزیع است – انجام کسب و کار برای به دست آوردن یک محصول یا خدمات از تصور به تحویل است. برای شرکت هایی که کالاها را تولید می کنند، زنجیره ارزش با مواد خام مورد استفاده برای تولید محصولات خود شروع می شود و از همه چیز قبل از فروختن محصول به مصرف کنندگان تشکیل شده است.

مدیریت زنجیره ارزش، فرایند سازماندهی این فعالیت ها است تا آنها را به درستی تجزیه و تحلیل کنند. هدف ایجاد برقراری ارتباط بین رهبران هر مرحله برای اطمینان از این است که محصول در دست مشتریان به عنوان یکپارچه قرار داده می شود.

زنجیره ارزش پورتر:

مایکل پورتر، مدرس بازرگانی دانشگاه هاروارد اولین کسی بود که مفهوم یک زنجیره ارزش را معرفی کرد. پورتر، که همچنین مدل پنج نیرو را برای نشان دادن کسب و کارهایی که در بازار فعلی رقابت دارند، توسعه داده است، و مفهوم زنجیره ارزش را در کتاب «مزیت رقابتی: ایجاد و پایداری عملکرد برتر» مورد بحث قرار داد.(انتشارات فری ، ۱۹۹۸).

پورتر نوشت: “مزیت رقابتی را نمیتوان با نگاه کردن به یک شرکت به طور کلی درک کرد. بلکه این نتیجه ی فعالیتهای گسسته بسیاری است که شرکت در طراحی، تولید، بازاریابی، تحویل و حمایت از محصول خود انجام می دهد. هر یک از این فعالیت ها می توانند به وضعیت نسبی هزینه شرکت کمک کنند و مبنایی برای تمایز ایجاد کنند. ” پورتر در کتاب خود، فعالیت های تجاری را به دو دسته تقسیم می کند: اولیه و پشتیبانی.

فعالیت های اولیه عبارتند از:

تدارکات ورودی شامل، دریافت، ذخیره و توزیع مواد خام مورد استفاده در فرایند تولید می باشد.
عملیات مرحله ای است که در آن مواد خام به محصول نهایی تبدیل می شوند.
تدارکات خروجی توزیع محصول نهایی به مصرف کنندگان است.
بازاریابی و فروش شامل ، تبلیغات، سازمان نیروی فروش، کانال های توزیع، قیمت گذاری و مدیریت محصول نهایی می شود تا اطمینان حاصل شود که آن را به گروه های مصرف کننده مناسب هدایت می کند.
خدمات اشاره به فعالیت های مورد نیاز برای حفظ عملکرد محصول پس از تولید، از جمله نصب، آموزش، نگهداری، تعمیر، گارانتی و خدمات پس از فروش است.

فعالیت های پشتیبانی به عملکردهای اولیه کمک می کند و شامل موارد زیر می شود:

تدارکات چگونگی به دست آوردن مواد خام برای محصول است.
توسعه تکنولوژی می تواند در مرحله تحقیق و توسعه، در مورد چگونگی توسعه و طراحی محصولات جدید و در اتوماسیون خودکار استفاده شود.
مدیریت منابع انسانی شامل فعالیت هایی است که در استخدام و حفظ کارکنان مناسب برای کمک به طراحی، ساخت و بازاریابی محصول مشارکت دارند.
زیرساخت های شرکت به ساختار سازمان و مدیریت آن، برنامه ریزی، حسابداری، مالی و مکانیزم های کنترل کیفیت آن اشاره دارد.

انجام تجزیه و تحلیل:

با توجه به دیدگاه مدیریت استراتژیک، دو رویکرد برای تجزیه و تحلیل زنجیره ی ارزش وجود دارد: مزیت هزینه و مزیت تمایز.

مزیت هزینه: پس از شناسایی فعالیت های اولیه و پشتیبانی، کسب و کارها باید محرک های هزینه برای هر فعالیت را شناسایی کنند. برای یک فعالیت پر انرژی تر، هزینه های رانندگان می تواند شامل چگونگی کارکرد سریع، ساعات کار، نرخ دستمزد و غیره باشند. پس از آن، کسب و کارها باید پیوندهای بین فعالیت ها را شناسایی کنند، بدانند که اگر هزینه ها در یک منطقه کاهش یابد، می توانند قسمت های دیگر را نیز کاهش دهند . پس از آن کسب و کارها می توانند فرصت هایی را برای کاهش هزینه ها شناسایی کنند.

مزیت تمایز: مشخص کردن فعالیت هایی که بیشترین ارزش را برای مشتریان ایجاد می کنند اولویت است. که می توانند شامل استفاده از استراتژی های بازاریابی نسبی، آگاهی از محصولات و سیستم ها، پاسخ دادن سریع به تلفن ها و برآورده شدن انتظارات مشتریان باشد.

گام بعدی ارزیابی این استراتژی ها برای بهبود ارزش است. تمرکز بر خدمات مشتری، افزایش گزینه هایی برای سفارشی کردن محصولات یا خدمات، ارائه انگیزه ها و افزودن ویژگی های محصول، بعضی از راه های افزایش ارزش فعالیت هستند. در نهایت، کسب و کارها باید تمایزهایی را شناسایی کنند که می توانند حفظ شوند و بیشترین ارزش را به خود اختصاص دهند. الگوهای رایگان به صورت آنلاین در دسترس هستند تا به کسب و کارها برای تعیین و تجزیه و تحلیل زنجیره های ارزشی آنها کمک کنند.

اهداف و نتایج:

به گفته ی Investopedia، هدف اصلی استفاده از تجزیه و تحلیل زنجیره ارزش ایجاد یا تقویت مزیت رقابتی کسب و کار شما است.
این مقاله توضیح می دهد: “اگر یک شرکت بتواند یک مزیت ایجاد کند … از طریق تجزیه و تحلیل زنجیره ارزش، یک مزیت رقابتی را به دست می آورد و سود کلی خود را افزایش می دهد.” “برای به دست آوردن یک مزیت رقابتی، یک شرکت فعالیت های خاص خود را در پنج فعالیت کلی زنجیره ارزش عمومی به نمایش می گذارد و به دنبال راه هایی برای ایجاد کارآیی است.”

به طور ایده آل، تجزیه و تحلیل زنجیره ی ارزش به شما کمک خواهد کرد که مناطقی را شناسایی کنید که می توانند برای حداکثر بهره وری و سودآوری بهینه سازی شوند. مهم این است که همراه با مکانیک همه چیز را برای حفظ مشتریان به اندازه کافی مطمئن و ایمن نگه دارید تا به کسب و کار شما وفادار بمانند. با تجزیه و تحلیل و ارزیابی کیفیت محصول و اثربخشی خدمات، همراه با هزینه، کسب و کار شما می تواند استراتژی هایی را برای بهبود آن پیدا و اجرا کند.

 

کیانوش مولودی

برایم مهم است که در فیبز بتوانم به افزایش علم و آگاهی مردمم کمک کنم. همه ما به این دلیل اینجا جمع شده ایم تا بتوانیم مشکلی را برطرف کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *