اگاهی و اطلاعات

تهدید اقتصادی چین را چگونه می‌توان توصیف کرد؟

مروری بر آیین پیروزی جک ولش مدیر عامل اسبق جنرال الکتریک

blank

در یک شام کاری در مکزیکوسیتی با حضور حدود سی مدیرعامل از صنایع مختلف از جک ولش پرسیده شد که ما ده سال گذشته را صرف به‌روزرسانی سیستم آموزش و بهبود فرآیندها کردیم و با نیروی کار کم هزینه‌ی خود، بسیار رقابتی بودیم. اما امروز، محصولات چینی در حال نابود کردن ماست. چه‌طور می‌توانیم دوام بیاوریم؟ جک ولش اینطور پاسخ می‌دهد: که این سوال را چندین بار شنیده و پاسخ ساده‌ای هم ندارد. بله، درباره‌ی تهدید اقتصادی چین هم خبرهایی شنیده می‌شود، مثلا کمبود مدیران میانی، روی‌آوردن انبوهی از خانواده‌های کشاورز به شهرهای ناآماده‌ای که شغل کافی در آن وجود ندارد.

شرکت‌های دولتی کند و تابع تشریفات اداری، هنوز هم بخش عمده‌ای از اقتصاد آن را تشکیل می‌دهد و بانک‌های این کشور درگیر مشکلات مالی هستند. اما از نظر ابعادی این مشکلات برای چین حکم کوه را ندارند بلکه برآمدگی‌هایی هستند که زیر چرخ‌های بلدوزر غول‌پیکری که همان تهدید اقتصادی چین است، هموار خواهند شد.

رونق روزافزونی که رشد اقتصادی این کشور در بیست سال گذشته به بار آورده، اعتماد به نفس فراوانی به چینی‌ها داده است. اما دارایی‌هایی چین بسیار بیشتر از این‌ها است: مجموعه عظیمی از کارگران سخت‌کوش و کم‌هزینه و مهندسان دانایی که تعدادشان به سرعت در حال افزایش است، بخش مهمی از دارایی‌های این شرکت را تشکیل می‌دهد. علاوه بر این‌ها شاید اخلاق کاری‌شان بزرگ‌ترین نقطه قوت آن‌ها باشد. کارآفرینی و رقابت در جوهره‌ی فرهنگ چین وجود دارد.

اول و قبل از هرچیز، احساس شکست نکنید. بدانید که اقتصادهای توسعه یافته دنیا دچار آشفتگی نشده‌اند. بلکه بازارهای بزرگ مصرف، مارکت‌های بزرگ و مکانیزم‌های توزیعی خود را دارا هستند. اقتصاد آن‌ها، سیستم‌های حقوقی باز و کاملی دارد. آن‌ها جوامعی شفاف هستند که دولت‌های دموکراتیک، نظام اجتماعی آموزش و پروش خوبی دارند. شرکت‌های آن‌ها، فرآیندهای مدیریت کاملا رشد‌یافته‌ای دارند. ایالات متحده مزیت برخورداری از یک بازار سرمایه بزرگ و بالنده را دارد که سرمایه اولیه موردنیاز برای هر ایده جدیدی را فراهم می‌کند. فهرست مزایای رقابتی کشورهای توسعه‌یافته می‌تواند همین‌طور ادامه پیدا کند. پس تفکر مثبتی داشته باشید.

میانه نبرد، بدترین زمان آن به نظر می‌رسد. مسأله رقبای کم هزینه، مسأله‌ای جدید نیست. هنک‌کنگ و تایوان بیش از چهل سال در این بازی حضور دارند و مکزیک، فیلیپین، هند و اروپای شرقی هم مدتی همین تأثیر را داشته‌اند. حتی اواخر دهه ۹۰ که باد برای همه موافق بود و پول درآوردن از هر زمان دیگری آسان‌تر شده بود، کار واقعا سخت به نظر می‌رسید. در آن زمان به شرکت‌های بزرگ لقب دایناسور داده بودند و همه معتقد بودند که شرکت‌های نوپای مبتنی بر فناوری‌های جدید به زودی در دنیا حاکم خواهند شد.

در واقع گفته می‌شود که تمام صنایع به وسیله اینترنت از بین خواهد رفت. سپس حباب اینترنتی ترکید. بسیاری از آن شرکت‌های کوچکی که قرار بود بر دنیا حکومت کنند ناپدید شدند، بعضی دیگر مانند ebay و amazon نه تنها از بین نرفتند بلکه پیشرفت جدید را قاپیدند، خودشان را متحول کردند و از هر زمان دیگری قوی‌تر ظاهر شدند. کاری هم که وضعیت امروز تهدید اقتصادی چین از ما می‌طلبد، تغییرکردن است. می‌پرسید چه‌طور؟ اول واضح‌تر از این همه که سه منبع قدیمی رقابتی یعنی کیفیت، هزینه و خدمات را به کار بگیرید و آن‌ها را به سطوح جدیدی برسانید و کاری کنید همه افراد سازمان به عنوان ابزاری برای بقا به آن‌ها نگاه کنند.

خدمات راحت‌ترین مزیت قابل بهره‌برداری است. چین با بیشتر بازارهای توسعه‌یافته، هزاران مایل فاصله دارد که با هم در رقابت هستند. باز هم تنها چالش پیش روی شما بهتر شدن نیست. بلکه چالش شما باید شکستن مرزهای متداول خدمات در صنعت یا بازارتان باشد به‌طوری که مشتریان فقط راضی نباشند بلکه به حدی تحت‌تأثیر قرار بگیرند که همه‌جا از شما تعریف کنند. با وجود این که برای بهبود هزینه، کیفیت و خدمات باید به نوآوری دست بزنید، از این هم فراتر عمل کنید، به بازارتان نگاهی جدید و عمیق بیندازید. درجستجوی فرصت‌هایی باشید که کسی روی آن‌ها دست نگذاشته باشد.

بازارهای خاص جدیدی پیدا کنید. مدام همان راه‌های قدیمی را دنبال نکنید. شاید بازاری که به آن محصول عرضه می‌کنید اشباع شده به نظر برسد اما پر از تقاضا برای خدمات، محصول و فناوری‌های جدید و هیجان‌انگیز است. وقتی مشغول نوآوری و جستجوی محصولات جدید یا بازارهای خاص هستید، این واقعیت را بپذیرید که چین می‌تواند فراتر از یک رقیب باشد. به  تهدید اقتصادی چین به عنوان یک بازار، گزینه‌ای برای تأمین منابع و نیروی کار و یک شریک بالقوه هم نگاه کنید. بازار بزرگ چین نسبتا به روی سرمایه‌گذاری مستقیم باز است. خیلی‌ها می‌توانند آن‌جا به صورت مستقل عمل کنند، یعنی محصولات‌شان را در بازار چین بفروشند و برای بازار کشور خودشان هم محصول تولید کنند.

همچنین می‌توانید با شرکت‌های چینی متحد شوید، نیازی به گفتن نیست که سرمایه‌گذاری مشترک با چینی‌ها کار دشواری است. به تجربه‌ی جک ولش، برای سرمایه‌گذاری مشترک با چینی‌ها باید اطمینان حاصل کنید که شریک چینی احساس کند منفعت زیادی کسب کرده است. اما راه‌هایی برای رسیدن به معاملات برد-برد وجود دارد. زمانی که بخش پزشکی جنرال الکتریک، جی ئی مدیکال، در سال ۱۹۹۱ به سرمایه‌گذاری مشترک با چینی‌ها اقدام کرد، شریک چینی دانش بسیار خوب خود از بازار محلی را به میدان آورد.

این مسأله عامل مهمی برای رسیدن شرکت جدید به بالاترین سهم بازار محصولات پیشرفته‌ی تصویربرداری در این کشور بود. در عین حال، مهندسین چینی این شرکت جدید، محصولات کم‌هزینه‌ و باکیفیتی را ساختند که از طریق شبکه‌ی توزیع بین‌المللی جنرال الکتریک پخش می‌شد. نمی‌خواهیم درباره‌ی مسأله چین مثبت‌بافی کنیم، هیچ راه‌حل سیاسی نمی‌تواند موجب از بین رفتن مسأله‌ی تهدید اقتصادی چین شود. اما چین نمونه‌ی بسیار خوبی برای دیدن نیمه‌ی پر یا نیمه‌ی خالی لیوان است، مگر نه؟

می‌توانید به این شرایط نگاه کنید و خود را قربانی بدانید، یا این که به آن نگاه کنید و پیروزی بر چالش‌ها و کسب فرصت‌هایی که در آن وجود دارد شما را به هیجان بیاورد. راه دوم را انتخاب کنید. با نگران بودن به جایی نمی‌رسید.

 

 

کیانوش مولودی

برایم مهم است که در فیبز بتوانم به افزایش علم و آگاهی مردمم کمک کنم. همه ما به این دلیل اینجا جمع شده ایم تا بتوانیم مشکلی را برطرف کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *