مهارت های ارتباطی

حقایق صراحت و نتایج آن از زبان جک ولش!

مروری بر آیین پیروزی جک ولش مدیر عامل اسبق جنرال الکتریک

blank

در واقع هر چه سازمان‌تان رسمی‌تر، دارای تشریفات اداری بیشتر و رعایت ادب در آن پررنگ‌تر باشد، حقایق صراحت شما ترس و آشفتگی بیشتری در دیگران ایجاد می‌کند و ممکن است برای‌تان گران تمام شود!

این کار یک ریسک است و فقط خودتان می‌توانید درباره‌ی انجام یا عدم انجام تصمیم‌گیری کنید زیرا اظهار نظر صریح دیگران را غافلگیر می‌کند. نیازی به گفتن نیست که هر چه به رأس سازمان نزدیک‌تر باشید، ایجاد حقایق صراحت در کارکنان برای‌تان آسان‌تر خواهد بود، اما اگر صراحت در سازمان‌تان وجود ندارد مدیرعامل یا رئیس‌تان را سرزنش نکنید، گفتمان آزاد می‌تواند از هر کجای سازمان شروع شود.

زمانی با چهار کارمند در نوریل کار می‌کردم که کوچک‌ترین و جدیدترین واحد یک شرکت سلسله مراتبی بود و گفتگوی مستقیم و صریح در آن جایگاهی نداشت. در آن‌جا هم نظراتم را صراحتا بیان می‌کردم و در آن هنگام بسیار جوان بودم و از سیاسی‌کاری‌ها ناآگاه بودم اما چون کارمان به سرعت رشد می‌کرد، دچار مشکل نشدم. اگر ما جرأت داشتیم بی‌پرده حرف بزنیم به این علت بود که درباره‌ی عواقب احتمالی حقایق صراحت چیزی نمی‌دانستیم. صراحت در گفتگو و بحث، برای پیشبرد سریع کارهای‌مان طبیعی بود. اگر خصوصیتی برای خودمان در آن زمان قائل شوم این است که به شکلی دیوانه‌وار رقابتی بودیم.

رؤسایم همیشه درباره‌ی صراحتم به من هشدار می‌دادند، حالا که دیگر در جنرال الکتریک کار نمی‌کنم به شما می‌گویم که صراحتم در پیشبرد کارها کمکم کرد. هربار که ارتقاء می‌گرفتم، دور اول بررسی‌ها چه در رابطه با بودجه و چه ارزیابی افراد، ناخوشایند و سخت بود. بیشتر اعضای تیمی که مدیریتش به عهده‌ام بود به بحث رودررو عادت نداشتند. به عنوان مثال در ارزیابی پرسنل، درباره‌ی یکی از زیردستانم صحبت می‌کردیم و در صحبت به توافق می‌رسیدیم که عملکرد شخص مورد نظر واقعا بد است.

اما ارزیابی کتبی‌اش او را در یک شاهزاده نشان می‌داد. وقتی درباره‌ی نادرست بودن ارزیابی سؤال می‌کردم جواب می‌شنیدم که:« بله! بله! اما چرا باید چنین چیزی را روی کاغذ بیاوریم؟» و من علت این کار را توضیح می‌دادم تا زمینه برای حقایق صراحت فراهم شود. در بررسی بعدی، تأثیر صراحت را در بهترشدن تیم می‌دیدیم و با گذشت هر دوره، افراد بیشتری یکی پس از دیگری به صراحت رو می‌آورند.

با این وجود، هنوز هم همه با من هم صدا نبودند. از روزی که به جنرال الکتریک پا گذاشتم تا روزی که بیست سال پس از آن به مدیرعاملی منصوب شدم، رؤسایم درباره‌ی صراحتم به من هشدار می‌دادند. به من برچسپ ” تنش زا” زدند و مدام به من هشدار می‌دادند که روزی صراحتم مانعی در راه پیشرفت شغلی‌ام خواهد بود. حالا دیگر در جنرال الکتریک کار نمی‌کنم به شما می‌گویم که صراحتم در پیشبرد کارها کمکم کرد. صراحتم باعث شد که افراد و نظرات بسیاری وارد بازی شوند و انرژی فراوانی به کار گرفته شود. در ارتباطات خود با یکدیگر صریح بودیم و همگی نتیجه‌ی بهتری گرفتیم.

همه موافقیم که صراحت بر خلاف طبیعت انسانی است. اما هرروز ساعت ۵:۰۰ صبح برای متروی ساعت ۶:۱۰ بیدار شدن هم همین‌طور است. پشت میز کار ناهار خوردن برای از دست ندادن جلسه ی ساعت ۱:۰۰ هم همین‌طور است. شما برای تیم یا سازمان‌تان کارهای زیادی را انجام می‌دهید که آسان نیستند. خبر خوب درباره‌ی حقایق صراحت این است که امری غیرطبیعی است که ارزش اجرا شدن را دارد اما تصور کردن جهانی که در آن همیشه هر چه بخواهند بگویند غیرممکن است. شاید چنین چیزی مطلوب هم نباشد، زیرا اطلاعات روی هم تلنبار خواهد شد اما اگر تا نیمه راه با موفقیت در این کار پیش بروید به بزرگ‌ترین تغییر برای بهبود اوضاع، تبدیل خواهد شد.

 

کیانوش مولودی

برایم مهم است که در فیبز بتوانم به افزایش علم و آگاهی مردمم کمک کنم. همه ما به این دلیل اینجا جمع شده ایم تا بتوانیم مشکلی را برطرف کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *