توانمندی مدیریتی

فرآیند مربیگری در مدیریت چیست؟

فیبز، نشریه آنلاین مدیریت کسب وکار

در نظریه های سازمان و مدیریت ، انسان هر روز نقش اساسی تری نسبت به گذشته پیدا می کند و شرکت ها و سازمانها در رقابت، ناگزیر به اجرای رویکردهای نوین تری در بحث نیروی انسانی هستند . مربیگری ( Coaching ) از جمله این رویکردها است و در حال حاضر مدیران سازمانهای پیشرو به نقش هایی فراتر از رهبری می اندیشند و در تلاش هستند نقش یک مربی را بازی کنند و از این راه سبب افزایش بهره وری، انگیزه و ارتقای اخلاق و کاهش ترک اختیاری کار توسط کارمندان شوند.

رهبرانی که خواهان توسعه سازمانها و مؤسساتشان هستند، باید اصول مربیگری را اجرا کنند. برای رهبرانی که به پیشرفت افراد در سازمان هایشان علاقه مند هستند، مربیگری میتواند فرایندی اثربخش باشد. مربیگری روشی موثر جهت ارتقای یادگیری است که میتواند بر سود و زیان سازمان تاثیر مثبت داشته باشد و مزایای محسوسی را برای افراد و سازمانها داشته باشد.

در دنیای پر تلاطم امروز، برای بقای یک بیزینس و به حداکثر رساندن بازدهی انسانها، بهترین راه مدیریت، مربیگری است. در طی بیست سال گذشته، مربیگری یکی از موثرترین ابزارها برای تغییر در سازمانها و همچنین بهبود عملکرد مدیران در انجام امور مدیریت منابع انسانیشان است. در مربیگری تمرکز بر روی فرد است. مربیگری قادر است بین اهداف سازمانی و نیازهای فردی کارمندان برای رشد و پیشرفت تعادل برقرار کند و سبب برقراری یک رابطه مبتنی بر منفعت بین فرد و سازمان شود.

یک مربی به دنبال آن نیست که به موضوعاتی مانند اعتماد به نفس پایین و عملکرد شغلی ضعیف بپردازد، بلکه بیشتر به موضوعات کاربردی مانند تنظیم هدفها و دستیابی به نتایج در یک محدوده زمانی مشخص می پردازد. یک مربی خوب باید قادر باشد با افراد ارتباط برقرار کند و به آنها انگیزه و روحیه بدهد. آنها می توانند به افراد کمک کنند که خلاقیت و مهارتهای حل مسئله را در خود تقویت کنند، مهارتهایی که در زندگی کاری روزانه از دست رفته اند و فراموش شده اند.

فرایند مربیگری به افراد کمک می کند که خود را سریعتر با تغییرات محیطی وفق دهند و به آنها کمک می کند که ظرفیتها و تواناییهایشان را بشناسند.  اکثر سازمانها تمایل دارند در جهت آموزش مربیگری به مدیران سرمایه گذاری کنند. به ویژه مدیرانی که کار آنان دارای اهمیت است. زیرا مربیگری اثربخش تاثیر بسزایی بر عملکرد سازمانی دارد.

اگر مدیران می خواهند نقش یک مربی را بر عهده بگیرند، باید به پنج نکته مهم توجه کنند:

۱- به مسائل و مشکلات کارکنان توجه نشان دهند و سعی کنند که آنها را درک کنند. اگرچه این مشکلات به نظر کوچک و پیش پا افتاده باشند. برای مثال نگرانی کارمند در مورد تداخل ساعت کاری اش با ساعت تعطیلی مهد کودک فرزندش.

۲- از سعی و تلاش کارکنان قدردانی کنند، اگرچه ممکن است بعد از یک کار طولانی، سازمان به اهداف خود دست نیابد، ولی باید سپاسگزار تلاش کارکنان خود باشد.

۳- نظرات کارکنان را جویا شوند و آنها را درگیر کار کنند.

۴- به کارکنان کمک کنند که برای تغییر در خود، طرح و نقشه ای داشته باشند تا کمتر تحت تاثیر استرس در محل کار و زندگی قرار گیرند و بهره وری خود را افزایش دهند.

۵- از کارکنان بپرسند که کدام یک از اهداف و فعالیتهای سازمان از نظر آنان مهم هستند و به کدام یک می توانند متعهد باشند، زیرا کارکنان بر اموری بیشتر متمرکز می شوند که کنترل بیشتری بر آنها دارند.

در نهایت میتوان گفت، در عصر حاضر، بیش از هر زمانی نیاز است که سازمانها درگیر مربیگری کارکنان خود شوند. به ویژه در شرایط بحران اقتصادی کنونی که بر همه جوامع و سازمانها تأثیر گذاشته است. اکنون مدیران سازمانها باید بدانند چه عواملی بر بهره وری تأثیر دارند و چگونه اثرات آنها را میتوان مربیگری کرد؟

مدیران به عنوان مربی، باید بتوانند اهداف فرد را در راستای استراتژی سازمانی قرار دهند، با تاکید بر نقاط قوت در آنها احساس مسئولیت برای رشد، پیشرفت، به فعالیت رساندن استعدادها و یادگیری بیشتر را بیدار کنند و در نتیجه بهره وری آنان را بالا ببرند. و این فرآیند به سازمانها کمک میکند از طریق افراد به رشد و توسعه دست یابند.

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

کیانوش مولودی

برایم مهم است که در فیبز بتوانم به افزایش علم و آگاهی مردمم کمک کنم. همه ما به این دلیل اینجا جمع شده ایم تا بتوانیم مشکلی را برطرف کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوالی دارید؟ چت از طریق واتساپ
بستن
بستن