موفقیت و انگیزه

نشانه‌های یک شغل مناسب چیست؟

مروری بر آیین پیروزی جک ولش مدیر عامل اسبق جنرال الکتریک

گفته‌اند که با نگاه رو به جلو می‌توان زندگی کرد و با نگاه به گذشته می‌توان آن را فهمید. دقیقا همین مطلب نیز درباره‌ی مسیر شغلی صحت دارد. دانستن این که یک شغل مناسب شما را به کجا خواهد رساند، تقریبا غیرممکن است. در حقیقت اگر با کسی ملاقات کردید که به یک مسیر شغلی برنامه‌ریزی شده پایبند بوده است، سعی کنید در یک مهمانی شام کنارش ننشینید، چه آدم حوصله سربری!

بدیهی است که منظور این نیست که خودتان را به دست سرنوشت بسپارید. یک شغل مناسب و عالی می‌تواند زندگی‌تان را هیجان انگیز کند و به آن معنا بدهد. شغل نامناسب می‌تواند شور زندگی را در شما از بین ببرد. اما چه‌طور باید شغل مناسب را پیدا کرد؟

نخستین پاسخی که به ذهن می‌رسد، ساده است: باید همان فرآیند تکراری و وقت‌گیر ترقی و نزول را که بسیاری از افراد شاغل طی می‌کنند، تحمل کنید. وارد یک شغل می‌شوید، کشف می‌کنید که از چه چیز آن خوش‌تان می‌آید و از چه چیز آن خوش‌تان نمی‌آید، چه کاری را خوب انجام می‌دهید و چه‌ کاری را بد و سپس با گذشت زمان شغل‌تان را عوض می‌کنید تا به کار مناسب خود نزدیک‌تر شوید و این کار را آن‌قدر تکرار می‌کنید تا این که یک روز متوجه شوید شغل مناسب خود را یافته‌اید، آن را دوست دارید و از موازنه‌ای که بین نکات مطلوب و نامطلوب آن شغل وجود دارد، راضی هستید.

بله، موازنه! زیرا به ندرت می‌توان شغل ایده‌آلی پیدا کرد. شاید با تمام ذرات وجودتان شغلی را دوست داشته باشید و در عین حال آرزو کنید کاش حقوقش بیشتر بود. یا شاید کارتان را زیاد دوست نداشته باشید و در عوض همکاران‌تان برای شما ارزشمند باشند. به هرحال شغل مناسبی برای شما وجود دارد. هدف در این‌جا کوتاه‌کردن مسیر یافتن شغل مناسب است و امیدواریم به شما نشان دهیم این فرآیند آن‌قدرها هم پر رمز و راز نیست.

می‌پرسید چه‌طور؟ خوشبختانه بیشتر مشاغل علائمی را از خود بروز می‌دهند که نشان می‌دهد آیا برای شما مناسب هستند یا خیر. این نشانه‌ها بدون هیچ ترتیب خاصی آورده شده‌اند زیرا همگی اهمیت دارند.

 

افراد

نشانه‌ی اول به افراد مربوط می‌شود. زیرا ممکن است همه‌چیز یک شغل (فعالیت‌ها، حقوق و امکان آن) ایده‌آل باشد اما اگر از برخوردهای روزانه با همکاران‌تان لذت نبرید، کار عذاب‌آور خواهد شد. باید افرادی را پیدا کنید که کار با آن‌ها را می‌پسندید. در زندگی شغلی خود هر چه زودتر این کار را انجام دهید بهتر است. بدون وجود علایق مشترک، هیچ شغلی ایده‌آل نخواهد بود.

 

فرصت

دومین نشانه‌ی مناسب بودن شغل، به فرصت‌ها مربوط می‌شود؛ به این معنا که آیا شغل پیشنهادی، فرصت رشد و یادگیری به شما می‌دهد؟ بدون شک، پذیرفتن شغلی که به آسانی از عهده‌ی انجام آن بر می‌آیید، بسیار وسوسه‌کننده است. موفقیت قطعی در چنین شغلی پاداش‌های مادی و روحی خود را در پی دارد. اما ورود به هر شغلی که می‌پذیرید باید تا اندازه‌ای چالش‌برانگیز باشد. باید شما را به این فکر بیندازد: «من بخش زیادی از کار را می‌توانم انجام دهم، اما مطمئنا این کار مستلزم داشتن مهارت‌ها و اطلاعاتی است که هنوز ندارم. در این شرکت چیزهایی یاد خواهم گرفت.»

به عبارت دیگر، هر کار جدیدی باید شما را به تکاپو بیندازد، زیرا به تکاپو افتادن موجب رشد و یادگیری می‌شود، شما را درگیر و پرانرژی نگه‌می‌دارد، کار را جالب‌تر می‌کند و مانع از انجماد فکرتان می‌شود.

 

اعتبار

اعتبار موجب می‌شود که در صورت ترک آن شغل، وضعیت خوبی داشته باشید. کار کردن در بعضی از شرکت‌ها مانند کسب مدال المپیک است. در بقیه‌ی زندگی حرفه‌ای‌تان، موفقیت و عملکرد بالا با شما همراه خواهد شد. بنابراین هر شغلی را که می‌پذیرید به منزله‌ی قماری است که می‌تواند امتیازات آینده‌ی شما را افزایش دهد یا آن‌ها را از بین ببرد.

 

مالکیت

همه‌ی ما در جریان زندگی حرفه‌ای خود شغل‌هایی را انتخاب می‌کنیم که نیازها یا آرزوهای افراد دیگری از جمله والدین، همسر، معلمین و یا هم‌شاگردی‌ها را برآورده می‌کند. این کار لزوما اشتباه نیست. تنها در صورتی اشتباه است که ناآگاهانه به آن تن بدهید. زیرا کارکردن به منظور برآورده‌کردن نیازها و آرزوهای دیگران، شما را دچار مشکل می‌کند. تعداد بسیار کمی از افراد، به اندازه‌ای آزادی و استقلال دارند که شغل‌شان را تنها به خاطر خودشان بپذیرند. پرداخت شهریه، همسری که خودش هم شغلی دارد و نداهایی درونی که می‌گویند با زندگی‌تان چه باید بکنید، همه و همه باعث می‌شوند شغلی را به خاطر دیگران بپذیرید.

به همین علت، تنها راه مقابله با عواقب عدم مالکیت شغل، این است که با خودتان صریح باشید و مشخص کنید شغل‌تان را به خاطر چه‌ کس یا کسانی انتخاب کرده‌اید. سرانجام در طول زندگی شغلی، روزی کار موردعلاقه‌تان شما را صدا می‌زند. اگر بتوانید بروید، عالی است. اگر نتوانستید، دلایلش را به خودتان یادآوری کنید و آرامش خود را از دست ندهید.

 

محتوا

محتوای کار، آخرین نشانه‌ی جدول ماست، اما به راحتی می‌توانست اولین مورد هم باشد. هر شغلی روزهای بد و دوران سخت خود را دارد و گاهی اوقات پیش می‌آید که فقط کار می‌کنید تا دخل‌تان با خرج‌تان برابر شود. اما در بهترین سناریوی ممکن، عاشق شغل خود هستید، یا جنبه‌ای از آن را دوست دارید که شما را به هیجان می‌آورد. مشتریان، مسافرت، بودن در جمع دوستانی که سه‌شنبه صبح در جلسه‌ی هفتگی فروش دور هم جمع می‌شوند؛ به هر حال چیزی وجود دارد که باعث می‌شود هر روز با علاقه سرکارتان بروید.

گاهی اوقات هم چالش موجود در کار، موتور شما را به حرکت درمی‌آورد. خوشبختانه پیدا کردن شغلی که شما را به هیجان بیاورد، سخت نیست. چنین شغل‌هایی همه‌جا هستند، هر بخش از کار، قابلیت به هیجان آوردن شما را دارد، زیرا کافی است برای خودتان مهم باشد. بدانید هر شغلی فراز و نشیب خاص خود را دارد. اما اگر خود شغل، شما را تا اندازه‌ای به هیجان نمی‌آورد، در آن استقرار پیدا نکنید و نگران این هم نباشید که کی شغل موردعلاقه‌ی خود را پیدا می‌کنید. زمانی که چنین شغلی پیدا شود، خودتان حس خواهید کرد.

 

برچسب ها

آیدا گلشن آرا

برایم مهم است که در فیبز بتوانم به افزایش علم و آگاهی مردمم کمک کنم. همه ما به این دلیل اینجا جمع شده ایم تا بتوانیم مشکلی را برطرف کنیم.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن
سوالی دارید؟ چت از طریق واتساپ