رشد و توسعه فردی

وجود فراغت ذهن برای انجام شدن کار مهم است!

مروری بر کار عمیق از کال نیوپرت

وجود فراغت ذهن برای انجام شدن کار مهم است!!! در سال ۲۰۱۲ مقاله‎ای در وبلاگ مجله‎ی نیویورک تایمز توسط تیم کریدر نوشته شد که بسیار جالب بود: (( سر من شلوغ نیست. بلکه تنبل‎ترین بلند پروازی هستم که می‌شناسم)). البته تفکر کریدر از کارهای آشفته‎اش در ماه‎های اخیر که منتهی به نوشتن این پست می‌شد مشهود بود. اما راه‎ حل تیم کریدر چه بود؟ او به قول خودش به ((مکانی بکر)) می‌گریخت؛ جایی بدون تلویزیون و اینترنت که بتواند خود را از هجوم خرده کارهای اجباری محفوظ بدارد که به تنهایی ظاهرا بی‎ضرر هستند اما در محیط کار عمیق به شدت آسیب‎های جدی وارد می‎کنند.

کریدر از دنیای پرهرج و مرج فاصله نگرفت که یک نقد اجتماعی پیچیده و چشم‎گیر بنویسد بلکه رفتن او به آن مکان بکر به سادگی و در کمال تعجب به خاطر این بود که: با این کار، در شغلش پیشرفت می‌کرد. او این موضوع را این‌گونه توضیح می‌دهد: فراغت، صرفا یک استراحت نیست؛ یک تن آسایی یا یک عیب هم نیست. فراغت برای مغز دقیقا مثل ویتامین D برای بدن است همانطور که نبود آن باعث نرمی استخوان می‌شود، نبود فراغت نیز باعث بیماری و پریشانی ذهن می‌گردد. وجود فراغت ذهن برای انجام شدن کار مهم است.

البته منظور کریدر از انجام کار، اجرای فعالیت‎های سطحی نیست. در اکثر مواقع، هرچه بیشتر مشغول امور سطحی باشید، مقدار بیشتری از آن کار انجام می‌شود. اما سروکار کریدر به عنوان یک نویسنده و هنرمند، بیشتر با کار عمیق است، یعنی تلاش‎های جدی که منجر به تولید چیزهایی می‌شود که جهانیان برای آن ارزش قائل هستند. او معتقد است که چنین تلاش‎هایی زاییده ‏ی ذهنی هستند که به طور منظم در معرض فراغت قرار می‌گیرد. خوب حالا می‌خواهیم بدانیم که چرا تعطیل کردن ذهن از امور کاری بر توانایی شما در تولید خروجیِ ارزشمند تاثیر مثبت می‌گذارد و مفید است.

دلیل۱: داشتن زمان فراغت به تفکرمان کمک می‎کند.

تحقیقات علمی صدها سال است که بر مزایای تفکر آگاهانه در تصمیم‎گیری تاکید کرده‎اند… اما سوال اینجاست که آیا این دیدگاه، تایید شده است؟ فرضیه‎ی ما در اینجا این است که نه. استفاده کردن از این ادعای ضعیف، کار جسورانه‏ای است. آلبرت دیجیکسترهاسِ روانشناس و گروهش در این تحقیق بر آن بودند تا ثابت کنند بهتر است برخی تصمیم‏گیری‎ها را به عهده‎ی ضمیر ناخودآگاه بگذاریم. به عبارت دیگر این که مستقیما بخواهید روی چنین تصمیم‎های وقت بگذارید، نتیجه‎ی بدتری می‌دهد. بهتر این است که اطلاعات مربوطه را در ذهن‎تان بارگذاری کنید و به سراغ انجام کاری دیگری بروید تا در همین حال، لایه‎های ضمیر ناخودآگاه‎تان روی آن کار کند.

دلیل۲: داشتن زمان فراغت، باعث تجدید قوای انرژی مورد نیاز برای کار عمیق می‏شود.

در سال ۲۰۰۸ در مجله‎ی علم روانشناسی، مقاله‎ای به چاپ رسید، که یک آزمایش ساده را شرح می‌دهد. به این ترتیب که افراد مورد آزمایش به دو گروه تقسیم شدند. از یک گروه خواسته شد تا در مسیری پر از درخت قدم بزنند. گروه دیگر نیز به مرکز شهر که شلوغ بود فرستاده شدند. به هر دو گروه بازی حفظ اعداد به صورت برعکس را دادند. خوب نتیجه‏ی این آزمایش نشان داد افرادی که در طبیعت میان درختان قدم زده بودند، نسبت به گروه دوم بیش از ۲۰ درصد عملکرد بهتری داشتند. هفته‎ی بعد هم که مجددا محققان همین افراد را برای آزمایش آوردند اما جایشان را عوض کردند، افرادی که در طبیعت بودند عملکرد بهتری نشان دادند.

این نظریه که ابتدا در دهه‎ی ۸۰ میلادی توسط روانشناسان میشیگان راشل کاپلن و استفن کاپلن مطرح شد، براساس مفهوم فرسودگی قدرت توجه شکل گرفت. براساس این نظریه تمرکز کردن ((توجه هدایت شده)) را می‎طلبد که آن هم منبع محدودی دارد و اگر خسته‎اش کنید برای تمرکز کردن با دشواری مواجه می‎شوید.

مطالعه‎ای که در سال ۲۰۰۸ انجام شد، اینطور استدلال می‎کند که راه رفتن در خیابان‎های شلوغ شهر باعث می‎شود شما از توجه هدایت استفاده کنید؛ چون باید کارهای پیچیده‌ای را انجام دهید مثل تخمین زمان عبور از خیابان برای اینکه توسط ماشین زیر گرفته نشوید. اما در مقابل، قدم زدن در طبیعت و تماشای یک غروب دل‎انگیز شما را در معرض چیزی قرار می‎دهد که مارک برمن، نویسنده‎ی همان مقاله‎ی ۲۰۰۸، آن را ((محرک مسحور کننده‏ی ذاتی)) می‎نامد. این محرک توجه و تمرکز را به آرامی فرا می‎خواند و این مکان را فراهم می‎کند که منبع توجه هدایت شده فرصتی برای بازسازی خود داشته باشد.

دلیل۳: کارهایی که به جای فراغت بعد از کار به سراغ انجام دادنش می‎روید، معمولا آنقدرها هم دارای اهمیت نیستند.

در مقاله‎ی ابتدایی اریکسون در سال ۱۹۹۳ با عنوان (( نقش تمرین آگاهانه در فراگیری یک کار تخصصی))؛ او بخشی از نوشته‎اش را به تحقیقات گذشته اختصاص داد که حقایقی در مورد ظرفیت فرد برای انجام کاری که توان ذهنی بالایی می‎طلبد را آشکار می‎کردند. او اظهار داشت که یک تازه کار برای داشتن تمرکز شدید در کارش بیشتر از حدود یک ساعت ظرفیت محدودی دارد اما این عدد برای یک حرفه‎ای، چیزی حدود ۴ ساعت است که به ندرت به بیشتر از این مقدار می‎رسد.

برای مثال، یکی از این مطالعات، عادات تمرین کردن گروهی از نوازندگان ممتاز ویلون دانشگاه هنر برلین را رصد می‎کرد که بر طبق آن مشخص شد این نوازندگان ممتاز، به طور میانگین چیزی حدود سه ساعت و نیم را در حالت تمرین آگاهانه می‎گذرانند که معمولا این مدت را به صورت دو دوره‎ی مجزا در طول روز انجام می‎دهند. اما نوازندگانی که هنوز کاملا حرفه‎ای نشده‎اند زمان کمتری را در حالت کار عمیق می‎گذرانند. سه دلیلی که در قبل بیان شد، موید این استراتژی هستند که باید حتما نقطه‎ی پایان پررنگی برای خاتمه‎ی روز کاری داشته باشید.

برای موفقیت در این استراتژی ابتدا باید متعهد شوید که وقتی روز کاری‎تان به پایان رسید نباید بگذاریم حتی کوچکترین موردی توجه شما را به سمت مسائل کاری بکشاند. مسئله کلیدی دیگر که باعث موفقیت شما در این استراتژی می‌شود این است که باید خود را ملزم به رعایت تشریفات فارغ شدن از کارتان بکنید؛ تشریفاتی که با به کار گیری آن‎ها در انتهای روز کاری بتوانید احتمالا موفقیت خود را افزایش دهید. این تشریفات باید طوری باشد که اطمینان حاصل کنید که هر کار، هدف و پروژه‎ی ناتمامی که وجود دارد را از نظر گذرانده‎اید و برای هر کدام تصمیم گرفته‎اید که یا برنامه‎ای مطمئن برای تکمیل آن دارید یا بعدا در زمان خودش به آن خواهید پرداخت و تا آن زمان، اصلا به آن توجهی نمی‎کنید. این رویه باید مانند یک الگوریتم باشد؛ یعنی شامل مراحلی باشد که همیشه آن‎ها را یکی پس از دیگری طی می‎کنید.

آیدا گلشن آرا

برایم مهم است که در فیبز بتوانم به افزایش علم و آگاهی مردمم کمک کنم. همه ما به این دلیل اینجا جمع شده ایم تا بتوانیم مشکلی را برطرف کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *