اگاهی و اطلاعات

چهار فاکتور مهم در ایجاد ارتباطات مؤثر !

مروری بر 5 قانون پول که باید بدانید از جیم ران

ارتباطات مؤثر ، عنصر مهمی در موفقیت هستند. با تسلط روی هنر ارتباطات می‌توانید تمام سطوح عملکردتان را در زندگی ارتقاء دهید. اگر فقط بخواهید با دیگران ارتباطی داشته باشید، می‌توانید به یک وضعیت معمولی بسنده کنید. برای ایجاد حس خوب نسبت به خود در دیگران باید نکات مهمی را بدانید و در راستای عمل به آن‌ها اقدام کنید. به جای نادیده گرفتن احساسات و عواطف خود سعی کنید آن‌ها را به درستی شناخته و در موقعیت‌های مختلف مهار کنید.

هنگامی که بتوانید ارتباط مؤثر برقرار کنید، دیگران به شما احترام می‌گذارند و اعتماد دارند و اگر در برقراری ارتباط چندان مؤثر عمل نکنید، زندگی‌تان را در یک یا چند بعد ناقص خواهید دید. ولی اگر با مهارت، ارتباط برقرار کنید، می‌توانید در روابط خانوادگی، کسب و کار و در بین دوستان معجزه کنید. چه فرصت خوبی است اگر بتوانیم دیگران را با عاملی کوچک ولی قدرتمند تحت‌تأثیر قرار دهیم: یعنی با حرف‌های‌مان.

حالا، قبل از این که بخواهیم به اصول ارتباطات مؤثر و کارآمد بپردازیم، باید پیش‌زمینه‌اش را فراهم کنیم. می‌دانید که آماده‌سازی، کلید ارتباطات خوب است. باید تلاشی عامدانه و مداوم داشته باشید و اطلاعات ارزشمند و مفیدی را که از تجربه‌های زندگی به دست آورده‌اید، در ذهن و دل و جان‌تان حک کنید.

برای آماده سازی، 4 موضوع را مطرح می‌کنیم:

 

علاقه:

زندگی و مردم، موضوع‌های مهمی هستند. نسبت به زندگی و مردم، احساس علاقه و کنجکاوی داشته باشید. چه چیزی در مورد زندگی می‌دانید؟ شاید در مورد زندگی و رمز و رازش سؤال‌هایی داشته باشید. مثلا این که مردم در هر کشوری مانند کشور ما هستند؟ جواب مثبت است.

کل جهان، از آفریقای جنوبی تا ایرلند شمالی، هرجایی را که بروید خواهید دید که همه مردم یکسان هستند. خواسته‌های‌شان هم یکسان است. همه می‌خواهند استخدام شوند، کاری برای انجام دادن داشته باشند، امرار معاش کنند. تشکیل خانواده بدهند و زندگی خوبی داشته باشند، ارزش فوق‌العاده‌ای برای خانواده‌شان به وجود آورند و آینده‌ی خوبی را برای خودشان و نسل بعدی رقم بزنند. مردم چه در سیبری و چه در استرالیا همین هدف‌ها را دارند، فرقی ندارد. همه‌ی آدم‌ها همین آرزوها را دارند. البته در بعضی کشورها انجام این کارها ساده‌تر از کشورهایی است که هدف مردم، بیشتر از موفق شدن، زنده ماندن است.

باید علاقه‌ی زیادی داشته باشید و در سفرهای‌تان به مناطق دیگر، برداشت‌تان را در دفتر خاطرات‌تان ثبت کنید. مثلا در استرالیا اگر باران ببارد، مردم می‌گویند:« Brelly خودت را بیاور.» کلمه‌ی Brelly همان Umbrella به معنی چتر است. آن‌ها لغات منحصربه‌فرد زیادی دارند. پس وقتی به استرالیا یا کشورهای دیگر می‌روید، حواس‌تان به این نکات باشد، چون واقعا جالب هستند. نکته‌ی کلیدی این است که علاقه‌تان را به زندگی مردم، منطقه و کشورهای مختلف، ملل و مراسم گوناگون و شیوه‌های زندگی‌شان بالا ببرید.

فقط کافی‌ست ویژگی‌های اصیل و ذاتی جایی را که می‌روید، یاد بگیرید. تمام این مسائل را به عنوان آماده‌سازی‌تان در نظر بگیرید تا وقتی با شخص دیگری حرف می‌زنید، گفت‌وگوی جالبی داشته باشید. در ضمن می‌توانید با رنگ و بوی تجربه‌هایی که از سفرها و دیده‌ها و شنیده‌ها‌ی‌تان به دست آورده‌اید. به مکالمات‌تان رنگ و جلوه بخشید.

 

شیفتگی:

از علاقمندی رد شوید و به شیفتگی برسید. افرادی که به چیزی علاقمند هستند، می‌خواهند بدانند آیا آن چیز عملی هست یا نه. افراد شیفته می‌خواهند چطور باید چیزی را عملی کنند و چه چیزهایی بعدش اتفاق خواهد افتاد. می‌خواهند هر جور شده کاری را که در نظر دارند، عملی کنند، ولی می‌خواهند بدانند چگونه.

کودکان، توانایی خارق‌العاده‌ای دارند در پرسیدن سوال. می‌توانند در یک ساعت، صد سوال بپرسند. خیلی جالب است. دلیلش هم فقط این است که می‌خواهند از همه چیز سر در بیاورند. ذهن‌شان همیشه در حال کندوکاو است. سوالاتی در مورد اتفاقاتی که در جریان است، شیوه‌ی رخ دادن‌شان و دلیل رخ‌ دادن‌شان می‌پرسند. ذخیره‌سازی اطلاعات و تجربه‌های بیشتر در بانک ذهنی‌تان کار ارزشمندی است. اگر بتوانید به وسیله‌ی محتوای عاطفی‌تان رنگ و بوی خاصی به این اطلاعات ببخشید، می‌توانید حرف‌های باارزشی برای گفتن داشته باشید.

اجازه دهید زندگی روزانه، شما مجذوب خودش کند. اجازه دهید کاری کند که به آن علاقمند شوید. شیفتگی را جایگزین ناامیدی کنید. هیچ‌چیز همیشگی نیست. هربار که توانستید شیفته‌ی دنیا شوید، اجازه دهید چیزی شما را به خودش جذب کند. در مورد شیوه‌ی عملکرد زندگی کنجکاو باشید. در این صورت می‌توانید اطلاعات و تجربه‌های بیشتری در مورد زندگی به دست آورید و آماده‌ی برقراری ارتباطات مؤثر شوید.

 

حساسیت:

حساسیت به این معنی می‌باشد که درک کنید شخص مقابل چه احساسی دارد و در چه موقعیتی است. شاید دلیل عصبانیت آن‌ها مشخص نباشد. شاید مأمور مالیاتی چند روز پیش به درِ منزل‌شان رفته باشد. شاید دلیل ناراحتی‌شان از این جور موارد باشد. نباید به موارد مشخص اکتفا کنید؛ چون ممکن است دلایلی در پسِ‌پرده‌ وجود داشته باشد. پس باید یاد بگیرید همدلی و درک بیشتری داشته باشید. این خیلی مهم است. هر احساسی که دیگران تجربه می‌کنند شما هم تجربه می‌کنید. توانایی شما در خواندن احساس دیگران و عکس‌العملی که در قبال آن نشان می‌دهید هوش هیجانی نام دارد.

با تقویت هر چه بیشتر هوش هیجانی می‌توانید از احساس خود و دیگران بیشتر آگاه شوید. سعی کنید خودتان را جای دیگران بگذارید. سعی کنید آن چه را که حس می‌کنند، حس کنید. سعی کنید مثل آن‌ها برنجید و همدردی و شفقت داشته باشید. بعضی وقت‌ها به سختی می‌شود با کسی همدلی کرد یا نسبت به او حساسیت داشت؛ مگر آن که مثل آن شخص باشید.

ولی کاری که باید انجام دهید این است: تلاش‌تان را در این زمینه بکنید. مردم متوجه تلاش‌تان خواهند شد. در حقیقت همدلی یک عمل لازم حمایتی برای افراد محسوب می‌شود که به آن‌ها کمک می‌کند تا مراحل بحرانی زندگی را به خوبی بگذرانند. در این زمان بدون آن که در موقعیت طرف مقابل قرار گرفته باشید، خودتان را جای او بگذارید و از چشم او به مسئله نگاه کنید. اگر سعی در درک مردم دارید، سعی کنید چند کلمه با آن‌ها صحبت کنید. این‌جوری راه چشمگیری را در برقراری ارتباط با آن‌ها طی می‌کنید و پلی از جنس شناخت بین خودتان و آن‌ها به وجود می‌آورید.

 

دانش:

خب ما علاقمند شدیم، شیفته شدیم و حساس. هنوز یک کلمه‌ی دیگر مانده است: دانش. شما باید بدانید. معلوماتی را که در زندگی و حین تحصیل به دست می‌آورید، در دفتر خاطرات‌تان ثبت کنید. بانک ذهنی، معنوی و احساسی‌تان را پر کنید تا به مخزنی نامحدود تبدیل شود. به آماده‌سازی‌تان کمک خواهد کرد. تحقیق کنید. داستان‌های مختلفی گرد آورید. اجازه دهید دانش در دفتر خاطرات، ذهن و روح‌تان جریان داشته باشد.

برچسب ها

کیانوش مولودی

برایم مهم است که در فیبز بتوانم به افزایش علم و آگاهی مردمم کمک کنم. همه ما به این دلیل اینجا جمع شده ایم تا بتوانیم مشکلی را برطرف کنیم.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن