مالی و اقتصادی

چگونه در اقتصاد جدید و عصر دیجیتال ، موفق باشیم؟!

مروری بر کار عمیق از کال نیوپرت

خوب در نظر من دو گروه موفق وجود دارد که ملحق شدن به آنها در دسترس همه هست: یکی از آن‌ها که به طور خلاقانه با ماشین‎های هوشمند کار می‎کنند و دیگری آن‎ها که در رشته‎ ی خودشان ستاره هستند. راز پیوستن به این گروه‎های موفق در عصر دیجیتال و اقتصاد جدید این است که دو مهارت که در زیر می‎آید و بسیار برای این امر ضروری هستند را یاد بگیرید:

  • مهارت یادگیری چیز‎های سخت
  • مهارت تولید محصول یا خدمت درجه یک، هم در بعد سرعت و هم در بعد کیفیت

 

ابتدا در مورد مهارت اول بحث می‎کنیم:

همه‎ ی ما تجربه‎ی استفاده از فناوری ‎های بسیار ساده مثل توییتر و آیفون را در اقتصاد جدید به خاطر داریم. بیشتر ابزارهای هوشمندی که تحول عظیمی در دنیا ایجاد می‎کنند بسیار پیچیده ‎تر هستند و مسلط شدن به استفاده از آن‎ها کار آسانی نیست. نیت سیلور، نمونه مثال ما از افرادی که با استفاده از فناوری‎های پیچیده به موفقیت رسیده‎ اند را مد نظر بیاورید. اگر در روش کار او دقیق شویم می‎بینیم که پیش بینی نتایج انتخابات از طریق داده‎ ها کار آسانی نیست؛ او برای پیش بینی نتایج انتخابات، پایگاه بزرگی از داده ایجاد کرد و داده‎ها را در نرم افزار تحلیل داده‎ی  stata وارد کرد. این نرم افزار، ابزاری پیچیده و قدرتمند است که نمی‎توان به راحتی آن را فراگرفت و به آن مسلط شد. سیلور از این نرم‎ افزار پیچیده برای ایجاد مدلی ترکیبی استفاده کرد که بخش‎ های مختلفی داشت از جمله، رگریسون ترکیبی، پارامترهای ثابت و متغییر، احتمالات و غیره.

هدف از بیان این جزئیات، این بود که بگوییم ماشین‎های هوشمند تا چه اندازه پیچیده هستند و مسلط شدن بر آن‎ها کار بسیار سختی است. برای ملحق شدن به جرگه‎ ی کسانی که می‎توانند به خوبی با این قِسم ماشین‎ها کار کنند باید مهارت خود را در یادگیری چیز‎های سخت در اقتصاد جدید افزایش دهید و از آنجا که این فناوری ‎ها مدام تغییر می‎کنند؛ فرایند مسلط شدن بر چیزهای سخت هرگز پایان نمی‎پذیرد. مهارت یادگیری چیز‎های سخت ، فقط برای کار کردن با ماشین‎های هوشمند نیست بلکه این مهارت، یک ویژگی کلیدی برای ابر ستاره شدن در هر زمینه‎ی دیگری نیز هست؛ حتی زمینه ‎هایی که زیاد هم ربطی به فناوری‌ های جدید ندارد.

 

حالا به سراغ دومین مهارتی که قبلا نام بردیم می‎رویم:

تولید محصول یا خدمت درجه یک. برای ابرستاره شدن، یادگیری سریع در اقتصاد جدید لازم هست اما کافی نیست. باید بتوانید آن دانش نهفته و بالقوه را تبدیل به برون دادی محسوس کنید که برای مردم در اقتصاد جدید ارزشمند باشد. مهارت تولید کردن به کار کسانی که درصدد مسلط شدن به ماشین‎های هوشمند نیز هستند می ‎آید. اینکه نیت سیلور عملش را داشته باشد که چطور داده ‎های مختلف را گردآوری کند و تحلیل آماری انجام دهد اصلا کافی نیست. بلکه باید نشان دهد که توانایی دارد از این علم استفاده کند و نتایجی را از ماشین­ های هوشمند استخراج کند که برای تعداد بسیار زیادی از مردم قابل توجه و ارزشمند باشد.

حالا سوال اینجاست که برای داشتن این دو مهارت اصلی که اساس پیشرفت در جهان مدرن و اقتصاد جدید و مملو از فناوریِ امروز چه باید کرد؟ درون مایه و اساس نوشته‎های این کتاب همین است: کسب کردن دو مهارتی که ذکر شد، به توانایی شما در انجام کار عمیق بستگی دارد. اگر کار عمیق را فرا نگیرید، برای یادگیری چیز‎های سخت یا تولید در سطح کیفی درجه یک با مشکل مواجه خواهید شد. تیتر بعدی این است که: با کار عمیق می­توان به سرعت، چیزهای سخت را یاد گرفت.

بگذار ذهنت مثل ذره‎بین باشد که اشعه‎ های تمرکزت را همگرا می‎کند؛ بگذار روحت کاملا در خدمت چیزی  باشد که در ذهنت به طور برجسته ‎ای شکل گرفته، فکری که عمیقا در آن غرق شده‎ ای. این گفته‎ی یک فیلسوف معنوی و زاهد و والامقام، به نام آنتونین دالماس سرتیلانجس است که در اوایل قرن بیستم، کتاب ( زندگی خردمندانه) را به رشته تحریر درآورد؛ او این کتاب را برای ( عمق بخشیدن به ذهن ) نوشت.

در کتاب زندگی خردمندانه، ضرورت یادگیری چیزهای سخت را تصدیق کرده و به خواننده برای مسلط شدن بر این مهارت کمک می‎کند. او معتقد است برای فهم بیشتر و بهتر از زمینه‎ ای که در آن کار می‎کنیم، باید به طور نظام‎مند به سراغ موضوعات مرتبط به آن برویم و بگذاریم تا ( همگرا شدن اشعه‎های تمرکز) استعداد واقعی را آشکار کند. به عبارت دیگر، طبق گفته او (( برای یادگیری، نیاز به تمرکز داریم)). با تعمیق در شیوه‎ ی کار کرد ذهن در دهه‎ی ۱۹۲۰ میلادی، سرتیلانجس حقایقی را درمورد یادگیری مسائلی که قدرت ذهنی و شناختی بالایی را می­ طلبند آشکار کرد که هفتاد سال بعد مجامع علمی به آن رسیدند.

در دهه‎ ی ۱۹۷۰ بود که توجه به این موضوع تازه شروع شد. آن زمان شاخه ‎ای از روانشناسی که به آن روانشناسی کاربردی می‎گفتند درصدد بود تا کشف کند تمایز و تفاوت بین افراد خبره و سایرین که خبره نیستند چیست. اندرس اریکسون، استاد دانشگاه فلوریدا ، شواهد گوناکون را گردهم آورد و به جوابی منسجم رسید که مطابق با پیشرفت تحقیقات علمی در آن زمان بود. او برای یافته‎ اش نام تمرین آگاهانه را برگزید. او مقاله­ اش را اینطور آغاز کرد: ((اینکه تفاوت‎های بین افراد خبره و افراد عادی، تغییر ناپذیر است را رد می‎کنیم. بلکه استدلال ما این است که تفاوت‎های بین افراد خبره و عادی نشانگر وجود تلاشی آگاهانه و طولانی مدت برای بهبود عملکرد در زمینه­ ای خاص است.))

این خط سیر تحقیقاتی که توسط اریکسون ارتقا پیدا کرد و امروزه عموما پذیرفته می‎شود موازنه را بر هم می‎زند. برای مسلط شدن بر کاری که تلاش ذهنی و شناختی زیادی را می‎طلبد و دشوار است، باید به این روش خاص عمل کرد اما برخی افراد که استعداد ذاتی دارند از این قاعده مستثنی هستند. خوب حالا این تمرین آگاهانه چه پیش نیازهایی دارد؟ این تمرین از عوامل زیر  تشکیل شده است:

  • تمام تمرکزتان بر روی مهارتی باشد که سعی دارید آن را در خودتان ارتقاء دهید یا روی مفهومی که سعی دارید آن را فرا بگیرید.
  • از بازخوردهایی که می‏گیرید، روش خود را اصلاح کنید تا تمرکزتان دقیقا در مسیری قرار بگیرد که بیشترین بازدهی را دارد.

اریکسونِ روانشناس و سایر محققین در این زمینه، به پژوهش در مورد چرایی کارآمد بودن تمرین آگاهانه تمایلی ندارند و فقط آن را به عنوان یک رفتار موثر و کارآمد می‎شناسند و تایید می‎کنند. در سال‎ها بعد، دانشمندان عصب شناسی بر روی فرآیند فیزیکی مغز که موجب پیشرفت افراد در کارهای سخت می‎شوند مطالعه کردند. دنیل کویل بر اساس تحقیقاتش می‎گوید که عصب‎شناسان معتقدند جواب این سوال در مِیلین است، لایه‎ ی چربی نازکی که دور تارهای عصبی ایجاد شده و مانند یک عایق عمل می‎کند که باعث می‎شود سلول‎ های عصبی بهتر و سریعتر سوخت و ساز کنند. این علم جدید، بیان می‎کند که اگر در مدار مغزی مربوط به یک توانایی، میلین بیشتری تشکیل شود فرد در آن عمل بامهارت‎ تر و بهتر عمل خواهد کرد.

با تمرکز شدید بر روی یک مهارت خاص، مدار عصبی مربوط به آن مهارت را وارد می‎کنید که بارها و بارها سوخت و ساز کند. این تکرار استفاده از مدار عصبی، سلول‏هایی به نام یاخته‏ی کم شاخه را موظف به تولید لایه ‎ای از میلین دور رشته‎ های عصبی آن مدار می‎کند . باعث می‎شود شما در آن مهارت خِبره شوید. بنابراین، تنها راه وادار کردن سلول‏ها به تولید میلین در اطراف رشته‏ های عصبی این است که در کارمان متمرکز شویم و از عواملی که باعث ایجاد وقفه و حواس پرتی هستند دوری کنیم.

 

آیدا گلشن آرا

برایم مهم است که در فیبز بتوانم به افزایش علم و آگاهی مردمم کمک کنم. همه ما به این دلیل اینجا جمع شده ایم تا بتوانیم مشکلی را برطرف کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

درباره خدمات ما سوالی دارید؟