مهارت های زندگی

برقراری تعادل بین کار و زندگی…

مروری بر آیین پیروزی جک ولش مدیر عامل اسبق جنرال الکتریک

blank

این مسئله که برقراری تعادل بین کار و زندگی هم‌زمان با ورود زنان و به خصوص مادران به بازار کار به صورت علنی مطرح شد تصادفی نیست. امروزه برقراری تعادل بین کار و زندگی همچنان یکی از مشکلات عمده‌ی مادران شاغل است زیرا هر روز با این مسئله دست به گریبان هستند. اما بدون شک مفهوم تعادل بین کار و زندگی، رشد و توسعه پیدا کرده است.

دیگر فقط به این مربوط نمی‌شود که مادران چه طور می‌توانند برای تمام الزامات زندگی وقت بگذارند. بلکه مسئله این است که همه‌مان چه‌طور می‌توانیم زندگی خود را مدیریت کنیم و وقت خود را به کارهای مختلف تخصیص دهیم. امروز مسئله‌ی اولویت‌ها و ارزش‌هاست. به زبان ساده، برقراری تعادل بین کار و زندگی به بحث درباره‌ی این مسئله تبدیل شده است که چه‌قدر می‌توانیم خود را وقف کارمان کنیم.

شما می‌توانید کار را اولویت خود قرار دهید، یا این که تلاش کنید، یک تعادل بین کار و زندگی ایجاد نمایید که مثلا هرکدام پنجاه درصد از وقت‌تان را بگیرد یا این که تصمیم بگیرید هشتاد درصد وقت‌تان را به موج‌سواری بگذرانید و بیست درصد آن را کار کنید، به تعداد افراد موجود، حالت‌های مختلفی برای این تعادل می‌توان در نظر گرفت.

اما هر نوع تعادلی را که انتخاب کنید، باید از بعضی چیزها در ازای بعضی چیزهای دیگر بگذرید. برقراری تعادل بین کار و زندگی یک معامله است، معامله‌ای که با خودتان می‌کنید درباره‌ی این که چه چیزهایی را نگه‌دارید و از چه چیزهایی دست بکشید. تعادل بین کار و زندگی به معنی انتخاب از میان گزینه‌های موجود و گذشتن از بعضی به خاطر بعضی دیگر، یا ایجاد تعادلی بین همه گزینه‌ها و پذیرفتن عواقب این تصمیم‌گیری است. به همین اندازه آسان و به همین اندازه پیچیده است. فقط به خاطر داشته باشید که شما در این مسئله تنها نیستید. شرکت‌تان هم تأثیر تصمیمات و کارهای شما را حس می‌کند.

حال با توجه به این مسئله، بیایید واقعیت های مربوط به ایجاد تعادل کار و زندگی را از نگاه رئیس‌تان بررسی کنیم.

۱- اولویت اصلی برای رئیس‌تان رقابتی بودن است. البته او می‌خواهد شما راضی باشید، اما فقط تا حدی که این مسئله به پیروزی شرکت کمک کند. در حقیقت اگر کارش را به درستی انجام دهد. شغل‌تان را به قدری هیجان‌انگیز می‌کند که زندگی‌ شخصی‌تان کشش و تمایل کمتری در شما ایجاد کند. روشن است که بیشتر رؤسا می‌خواهند کارکنان‌شان زندگی شخصی بسیار خوبی داشته باشند. هیچ‌کس نمی‌خواهد افرادش مشکلات خانوادگی و اجتماعی‌شان رابه محل کار بکشانند و به فضای شرکت سرایت دهند تا مانع از بهره‌وری شود. بحث بقا هم مطرح است. افراد راضی تمایل بیشتری به باقی ماندن در کار خود و بااشتیاق کار کردن دارند. پس در مجموع رؤسای خوب دوست ندارند توان زندگی افرادشان به هم بخورد.

۲- اکثر رؤسا کاملا تمایل دارند تا خود را با مشکلات تعادل بین کار و زندگی وفق دهند اگر آن را با عملکردتان به دست آورده باشید. کلمه کلیدی این‌جا عبارت است از و اگر. رؤسا حاضر می‌شوند انعطاف‌پذیری لازم را در اختیار کارکنان بگذارند تا هر ساعت که می‌خواهند بیایند و هر وقت که خواستند بروند، اما تنها به شرطی که بتوانند این امتیاز را با عملکرد خوب و کسب نتیجه به دست بیاورند. کسانی که عملکرد بسیار خوبی دارند اعتبار بیشتری برای خود جمع می‌کنند که با انعطاف‌پذیری ساعات کار قابل معاوضه است. هر چه اعتبار بیشتری داشته باشید، حق انتخاب محل، زمان و جنس کارتان بیشتر است.

۳- رؤسا می‌دانند که سیاست‌های مربوط به کار و زندگی که در بروشورهای شرکت ذکر شده عمدتا به منظور استخدام افراد نوشته شده است و توافقات واقعی درباره‌ی کار و زندگی در فرهنگی مبتنی بر حمایت دو طرفه به صورت رودررو صورت می‌گیرد نه به این شکل که چون شرکت چنین چیزی را مطرح کرده است، شخص این مسئله را حق خودش بداند.

در واقع بیشتر افراد زیرک به سرعت تشخیص می‌دهند که بیشتر برنامه‌های ایجاد تعادل بین کار و زندگی که در بروشور قید شده‌اند، عمدتا ابزاری برای استخدام هستند که برای متقاضیان جدید تدارک دیده شده است. توافقات واقعی در این زمینه، بین رؤسا و کارکنان به صورت رودررو، حسب نیاز و بر مبنای عملکرد فرد صورت می‌گیرد. نکته اصلی در این است که اجازه ندهید سیاست‌ها و برنامه‌های کار و زندگی شرکت که تقریبا در بروشور هر شرکتی تبلیغ می‌شود شما را به وجد بیاورد. اگر می‌خواهید به تعادلی واقعی بین کار و زندگی‌تان برسید، شرکتی را پیدا کنید که این امکان را به عنوان یک امر مسلم و به صورت روزمره فراهم کند.

۴- کسانی که علنا درگیر مشکلات ایجاد تعادل بین کار و زندگی هستند و مدام درباره‌ی آن از شرکت می‌خواهند، به عنوان افرادی دمدمی، پرتوقع، غیرمتعهد، نالایق و یا همه موارد فوق شناخته می‌شوند. بدون شک هزاران نفر فرد شاغل موفق، خواه مادر باشند یا نباشند وجود دارند که زندگی شخصی خوب و پرمشغله‌ای دارند و آن را بدون شکایت کردن از سختی ایجاد تعادل بین کار و زندگی و بدون درخواست حمایت از شرکت‌های‌شان به دست آورده‌اند.

وجود چنین افرادی باعث می‌شود که کسی نتواند مدام درباره‌ی مسئله تعادل بین کار و زندگی آه و ناله سر دهد. به همین دلیل است که افراد گله‌مند مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرند. گاهی مدتی طول می‌کشد تا چنین برخوردی با این افراد داشته باشند، زیرا شرکت‌ها می‌خواهند در رفتارشان دچار اشتباهی نشوند و بنابراین با افرادی که علنا خودشان را در تعادل کار و زندگی قربانی جلوه می‌دهند، مدارا می‌کنند. اما در هر صورت به مرور زمان، افرادی که به نظر نمی‌رسد بتوانند از عهده مسائل کار و زندگی خود برآیند یا مدام از شرکت می‌خواهند ملاحظاتی برای‌شان در نظر بگیرد، عقب نگه‌داشته می‌شوند یا کنار زده می‌شوند.

۵- حتی رؤسایی که در ایجاد تعادل بین کار و زندگی‌تان با شما بیشترین همکاری را می‌کنند، معتقدند که این مسئله مشکل خودتان است. توجه داشته باشید که فقط خودتان می‌توانید ارزش‌ها و اولویت‌های خودتان را شناسایی کنید. فقط خودتان می‌دانید در مقابل رسیدن به چه چیزهایی حاضرید از چه چیزهایی بگذرید و فقط خودتان می‌توانید عواقب چنین تصمیماتی را تصور کنید. فقط خودتان می‌توانید برنامه‌ی زمانی و زندگی خود را در محل کار و منزل، به خاطر تعادلی که انتخاب کرده‌اید، سازماندهی کنید. به همین دلیل است که در نهایت، بیشتر رؤسا معتقدند که مسائل مربوط به کار و زندگی مشکل خودتان است و باید خودتان آن‌ها را حل کنید.

 

کیانوش مولودی

برایم مهم است که در فیبز بتوانم به افزایش علم و آگاهی مردمم کمک کنم. همه ما به این دلیل اینجا جمع شده ایم تا بتوانیم مشکلی را برطرف کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *